برخی محققین، دو مفهوم «تروریسم» و «عملیات استشهادی» را با یکدیگر مرتبط دانسته و عملیات استشهادی را نیز نوعی تروریسم تلقی میکنند؛ در اغلب موارد تروریستها افراد بیگناه را مورد هدف قرار میدهند تا پیام خود را به حریف خود و افکار عمومی برسانند. کسانی که در عملیات تروریستی کشته میشوند جرمی مرتکب نشدهاند و ناخواسته مورد هجوم قرار گرفتهاند؛ لذا عملیات تروریستی یک حمله تجاوزکارانه است و با قوانین الهی و بشری سازگار نیست. هر عملیاتی که تحت چنین شرایطی صورت بگیرد، حتی اگر به نام دین هم باشد، تروریسم بهحساب میآید. این درحالی است که عملیات استشهادی بهدلیل برخورداری از شاخصهای دینی و اخلاقی، فاقد هرگونه وجه اشتراک اساسی با تروریسم است و عمل تروریستی محسوب نمیشود، بلکه یک عمل دفاعی و دینی است بر متون اسلامی تکیه دارد و شئونات انسانی و اخلاقی در آن رعایت میشود. لذا این پرسش مطرح میشود که «چه نسبتی بین عملیات استشهادیف انتحاری و ترور وجود دارد؟» این مقاله برآن است با روش توصیفی–تحلیلی، در پاسخ به پرسش فوق مفهوم، شاخصها و زمینههای ساختاری تروریسم و عملیات استشهادی و انتحاری را توضیح دهد و تمایز عملیات استشهادی با تروریسم و عملیات انتحاری را تبیین نماید. چارچوب نظری این پژوهش بر اساس نظریه سیاست تطبیقی می باشد.روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و با استفاده از ابزار اسنادی است.