سنت امتحان و آزمایش الهی فردی و اجتماعی از منظر تفاسیر الکاشف و فی ظلال القرآن
چکیده
جهان هستی که بر اساس نظام احسن صورت پذیرفته ، همواره بر سنت ها و قوانین ثابت و لایتغیری استوار بوده و خواهد بود، ازینرو قانونمندی حاکم بر تمام فعل و انفعالات و تغییر و تحولات جهان هستی بوده و هرگز تخلفی در آن صورت نمی پذیرد وهمین امر سبب گردیده که انسان بخواهد بر اساس الگوگیری از این قوانین مسیر خویش را به احسن وجه بسوی حقیقت طی نماید و بادست یابی به نظام تغییر و تحولات و با اراده الهی که به او اعطاء شده ، از آنها در جهت منافع خویش بهره برداری نماید. قرآن از قانونمندی های جاری بر تحولات و تغییرات اجتماعی و فردی ، تعبیر به « سنن الهی » نموده است و در آیات متعدد به برخی از آنها اشاره نموده است و همین اشارات قرآن سبب گردیده تا مفسران بسیاری بدان توجه نمایند و در ذیل آیات مربوط به سنن الهی نظرات خویش را بیان نمایند ، در این میان دو مفسر بزرگ شیعه و سنی یعنی محمد جواد مغنیه و سید قطب هر کدام با رویکرد اجتماعی که در تفاسیر شان دارند، این موضوع را مورد عنایت خویش قرار داده اند و محقق نیز سعی دارد با توجه بهاجتماعی بودن دو تفسیر، اندیشه های شیعی مرحوم مغنیه در تفسیر الکاشف و اندیشه های سلفی سید قطب در فی ظلال القرآن این موضوع را مورد پژوهش قرار دهد ، پژوهش حاضر به یکی از سنت های الهی یعنی سنت امتحان و آزمایش پرداخته و با توجه به اهمیت و کاربردی بودن که در آیات متعدد به اهداف و ابزار و سائل آن پرداخته شده که محدود به زمان و مکان خاصی نمی باشد ، همه افراد و اجتماع بشر باید از این ره گزر عبور کنن ، قرآن حتی آزمایش و امتحان انبیاء و اولیاء را در آیه های متعدد بیان نموده است. در نهایت نتیجه گیری نموده است که در اکثر موارد دو مفسر اتفاق نظر دارند مثلا هر دو مفسر در بیان سنت آزمون و امتحان ذیل آیه 20 از سوره فرقان به این نکته اشاره می کنند که لازمه و ابزار رسیدن هر فردی به کمال خود چه در راه سعادت و چه در راه شقاوت آزمایش الهی است،
به نظر سید قطب امتحان دارای انواع و اقسام مختلفی می باشد و ایشان امتحان شادی ها و خوشی ها را سخت تر از ، امتحان سختی ها و ناخوشی ها می داند. یکی از موارد اختلافی بین دو مفسر درباره امتحان حضرت داوود حاضر شدن دو مرد برای قضاوت ، سید قطب فرشته می داند برخلاف علامه مغنیه که بیان می دارند دلیلی برآن وجود ندارد.