از آنجا که انسان موجود مختار و دارای قدرت ایجاد تغییر وتحوّل در زندگی فردی واجتماعی است، بصورت ناگزیر پای بند فرهنگ، آداب و رسومی خواهد بود که هیچ جامعهی بشری از آن خالی نیست.
تعامل قرآن کریم بعنوان جامع وکاملترینکتاب آسمانی بافرهنگ زمانه از مهمترین موضوعاتی است که درگفتمان علمی معاصرمطرح است. امروزه درجهان اسلام فرهنگهای متفاوت ومتعددی وجود دارد، برخی افراد چندگانگی را مایه رشد وشکوفایی جامعه اسلامی و انسانی می دانند. اما در ارتباط با چگونگی تغییر فرهنگ زمانه از نظر قرآن کریم ومؤثر یا متأثر بودن قرآن از فرهنگ پیشرو زمانه، آیات وروایاتی متعددی وجود داردکه اصالت وتقدم قرآن کریم را نسبت به فرهنگ زمانه تأیید می کند و نظرات علما و دانشمندان نیز پشتوانه استدلالی آن است.
باتوجه به اینکه قرآن کریم متکی ومتصل به علم وحکمت بی پایان خداوند است، به تمام زوایای زندگی و نیازمندی های انسان درپیشرفتها وتحوّلات زمانی ومکانی توجه داشته و راهکارهای مناسب که تضمین کننده سعادت وهدایت انسان باشد را در خود نهادینه کرده است.
این نوشتار در پی بررسی چگونگی تعامل قرآن کریم بافرهنگ زمانه است وآن را طی چهار فصل بیان می کند: در فصل اول از کلیات ومفاهیم بحث کرده، در فصل دوم تحول پذیری فرهنگ ومؤلفه های بنیادین آن را مورد بررسی قرار داده است، در فصل سوم از نقش وراهکارهای قرآنی در ایجاد مؤلفه های فرهنگی و در فصل چهارم شیوه برخورد وتعامل قرآن بافرهنگ زمانه را با استفاده از آیات وروایات به طور مستدل بیان میکند و در نتیجه اینکه تعامل قرآن با فرهنگ زمانه دارای گونه های متفاوت ومتعددی است که در بعضی موارد بافرهنگ زمانه مبارزه وآن را نفی میکند ودرمواردی نیز فرهنگ سازگار با آموزه های قرآن واسلام را مورد پذیرش قرار می دهد ودر بسیار موارد که ضرورت داشته خود فرهنگ ساز بوده است