نقش محبت اهل بیت علیهم السلام بر همگرایی جهان اسلام

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

چکیده

مبانی
مکتبی و ارزش مشترک از جمله مهمترین زمینه‌های همگرایی امت اسلامی به شمار می‌رود. به سبب اهمیت این موضوع، در این مقاله محبت اهل بیت به عنوان یکی از
محورهای مهم همگرایی جهان اسلام بررسی شده است. نخست مصداق اهل بیت مورد بررسی
قرار گرفته و سپس وجوب محبت اهل بیت در آیات و روایات ذکر شده که بدون شک محور
همگرایی مسلمانان است و همچنین محبت اهل بیت :در کلام اندیشمندان اهل سنت که آن را بهترین پیوند دهندة قلبهای مسلمانان
دانسته‌اند و در آخر تمسک به اهل بیت که خود محور همگرایی امت اسلامی است، بیان
شده است. در نتیجه با توجه به آیات قرآن و دستورات پیامبر خدا 6مهمترین محور همگرایی و
وسیلة وحدت امت اسلامی، محبت اهل بیت :است

کلیدواژه‌ها


مقدمه

اتحاد رمز عزت و راز عظمت مسلمان در درازنای زمان و پهنای زمین بوده است. انسجام و همگرایی امت اسلامی، از دغدغه‌های مهمی است که در عصر حاضر ذهن اندیشمندان اسلام را به خود مشغول کرده است. ضرورت اتحاد و همگرایی جهان اسلام از نظر عقل بر کسی پوشیده نیست و از منظر قرآن و روایات هم سفارش شده است و بدون شک در هر نوع اجتماع، اتحاد، همسویی و همفکری بین افراد یک گروه، به یک حلقة اتصال و مبنا و محور نیاز دارد. همچنین پیوند و ارتباط، موجب نوعی، همسویی و همفکری می‌شود که به تناسب با آن پیوند، شدت و ضعف دارد. برای مثال اتحاد و همدلی ناشی از پیوند خانوادگی محکم‌تر و قوی‌تر از اتحاد و همدلی است که بر اثر ارتباط قومی و قبیله‌ای پدید می‌آید و اتحاد و همسویی ناشی از پیوند دینی که بی‌شک بالاترین پیوند ممکن است، بالاترین و محکم‌ترین اتحاد خواهد بود. بنابراین مسلمانان با داشتن عالی‌ترین پیوندها و مشترکات نظیر دین اسلام، قرآن کریم، پیامبر و وجوب محبت اهل بیت:می‌توانند با محور قرار دادن آنها، به همگرایی و اتحاد و یگانگی بالایی برسند.

پیشتر در باب این موضوع کتب و مقالاتی به رشتة تحریر درآمده است. بسیاری از دانشمندان مذاهب اسلامی دربارة وحدت و وجوب محبت اهل بیت سخن گفته‌اند و بر وحدت و هم‌بستگی تأکید کرده‌اند؛ اما در مورد وجوب محبت اهل بیت و رابطة آن با همگرایی در جهان اسلام، کتاب یا مقالة مستقل منتشر نشده است و تنها در کتابها و مقالات مختلف به طور اختصار به آن پرداخته‌ شده است. در مقالة حاضر سعی شده تا محبت اهل بیت، که توسط قرآن و پیامبر اسلام 6مهمترین عامل و وسیلة وحدت و همگرایی جهان اسلام معرفی شده است و رابطة آن با وحدت و همگرایی در جهان امروز مورد بررسی قرار گیرد.

مفاهیم و کلیات                             

 محبت در لغت

 محبت در لغت به معنای دوستی و علاقه‌مندی است. الحُبّ: دوست داشتن، علاقه‌مند. محب: دوستدار، علاقه‌مند. محبوب: مورد علاقه (فرهنگ جدید عربی-فارسی) و در فرهنگ عمید به معنی دوستی، عشق، مهر و محبت آمده است (فرهنگ عمید) و از مادة (حَبَّ یحُبُّ حُبّا) الإنسان و الشّیءُ: آن انسان یا آن چیز محبوب و دوست‌داشتنی شد (معجم الوسیط) و به معنای مهر، دوستی. وُدّ، وداد، مودَّت: محبت، دوست داشتن، مقابل بغض و دشمنی، نیز می‌باشد (لغت نامة دهخدا).

 

محبت در اصطلاح

محبت عبارت است از احساس میل نسبت به چیزی که برای انسان لذّت‌بخش است (ری شهری، 1387: 17).

دوستی در اسلام

از نظر اسلام دوستی برخی از افراد واجب است. دوستی‌های واجب عبارتند از: 1-دوستی خدا و رسول: «بگو اگر پدرانتان، برادرانتان، همسرانتان، خویشاوندان تان و اموالی که اندوخته‌اید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانه‌هایی که بدان دلخوش هستید، برایتان از خدا و رسولش دوست‌داشتنی‌تر است، منتظر باشید تا خدا فرمان خویش بیاورد و خدا مردم فاسق را هدایت نخواهد کرد» (توبه: 24). پیامبر اکرم 6 : هیچ یک از شما ایمان نمی‌آورید مگر آنکه من برایش از پدرش، فرزندش و همة مردم دوست‌داشتنی‌تر باشم (ری شهری، 1387: 245). و 2-دوستی عترت: «بگو بر این رسالت، مزدی از شما جز دوست داشتن خویشاوندان، نمی‌خواهم (شوری: 23). پیامبر اکرم 6: «هر چیزی را بنیادی است و بنیاد دین، دوستی ما اهل بیت: است» (ری شهری، 1387: 247).

محبت اهل بیت :

یکی از محورهای همگرایی و هم‌بستگی امت اسلامی محبت و دوستی نسبت به اهل بیت رسول خدا(ص) است.

 الف) مصداق اهل بیت :

از مباحث مهم این موضوع تعیین مصداق اهل بیت :است. شیعیان و گروهی از اهل سنت معتقدند که پیامبر اکرم9، فاطمه زهرا 3، امام علی7و امام حسن و امام حسین8و ائمة بعد از آنها مصداق اهل بیت:هستند. اما برخی از اهل سنت معتقدند که علاوه بر موارد ذکر شده، زنان   پیامبر9  نیز جزء این مصداق هستند. شیعیان و جمعی از اهل سنت برای اثبات این مطلب بر آیاتی از قرآن کریم و روایات زیادی که در کتب حدیث، و تفسیر و تاریخ فریقین وارد شده است، استناد می‌کنند که در اینجا به اختصار به برخی از آنها اشاره می‌شود:

در تفسیر آیة «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَیتَ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهِیرًا» (احزاب: 33)، روایات فراوانی از ناحیة فریقین وارد شده است که به معرفی مصداق اهل بیت:و اینکه آنها اهل کساء هستند تصریح دارد؛ مانند: «رباح عن عمر بن أبی سلمه ربیب النبی- صلی الله علیه و سلّم- قال: لما نزلت هذه الآیه علی النبی - 9 : «إنَّمَا یُرِیدُ اللَهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَیتَ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهِیرًا» فِی بَیتِ أُمِّ سَلَمَه، فَدَعَا النبیُّ9فَاطِمَة وَ حَسَنَاً وَ حُسَیناً فَجَلَّلَهُم بِکِسَاءٍ وَ عَلِیُّ خَلفَ ظَهرِهِ فَجَلَّلَهُم بِکِسَاءٍ، ثُمَّ قَالَ: اللّهُمَّ هَؤُلاَءِ أَهلَ بَیتِی فَأذهِب عَنهُمُ الرِّجسَ وَ طَهَّرَهُم تَطهِیرَا، قَالَت أُمِّ سَلَمَه وَ أَنَا مَعَهُم یَا رَسُول اللهِ! قالَ: أَنتِ عَلَی مَکَانِکِ وَ أَنتِ إلیَّ خَیرٌ (ابی عیسی، 1422: 1078-1079؛ حسکانی، 1385: 2/ 49؛ ابن حنبل، 1430: 2/ 727؛ ابن مردویه اصفهانی، 1383: 301؛ نیشابوری، 1426: 3/ 131)؛ عمر بن ابی سلمه نقل می‌کند: هنگامی که آیة تطهیر بر پیامبر اکرم در خانة أم‌سلمه نازل شد، رسول خدا9، فاطمة زهرا3، امام حسن و امام حسین8را فرا خواند و با جامه آنها را پوشاند و امام علی7که پشت سر آنها بود نیز پوشاند و سپس فرمود: خدایا! اینها اهل بیت من هستند، رجس و پلیدی را از آنها دور گردان. أم سلمه گفت: من هم با آنها هستم ای رسول خدا؟ پیامبر9فرمود: تو بر خیر هستی». همچنین در روایت دیگری از رسول خدا9که در تفسیر آیة «فَقُل تَعَالَوا نَدعُوا أَبنَاءَنَا وَ أَبنَائَکُم وَ نِسَائَنَا وَ نِسَاءَکُم وَ أَنفُسَنَا وَ أنفُسَکُم ثُمَّ نَبتَهِل فَنَجعَل لَعنَةَ اللهِ عَلی الکَاذِبِینَ» (آل عمران: 61)، وارد شده است که پیامبر اکرم 9به معرفی اهل بیت :پرداخته است، از آن جمله: «عن عامر بن سعد عن أبیه قال لما نزلت هذه الآیه «نَدعُوا أَبنَاءَنَا وَ أَبنَائَکُم وَ نِسَائَنَا وَ نِسَاءَکُم وَ أَنفُسَنَا وَ أنفُسَکُم»، دعا رسول الله- صلی الله علیه و سلّم- علیاً و فاطمه و حسناً و حسیناً رضی الله عنهم فقال: أللَّهمَّ هؤُلَاءِ أَهلِی؛ سعد ابن ابی وقاص می‌گوید: هنگامی که این آیه (مباهله) نازل شد، رسول خدا 9، امام علی7، فاطمه زهرا3، امام حسن و امام حسین 3 را فرا خواند و سپس فرمود: خدایا! اینها اهل بیت من هستند».

در تفسیر آیة مودّت «قُل لَا أَسأَلُکُم عَلَیهِ أَجراً إلَّا المَوَدَّةَ فِی القُربَی» (شوری: 23) نیز روایات متعددی از رسول خدا نقل شده است که در آنها مصداق اهل بیت : به روشنی ذکر شده است، مانند «عَن اِبنِ عَبَاس قَاَل: لَمَا نَزَلَت «قُل لَا أَسأَلُکُم عَلَیهِ أَجراً إلَّا المَوَدَّةَ فِی القُربَی» قَالُوا یَا رَسُولَ اللَهِ مَن هَؤُلَاءِ الَّذِینَ أَمَرَنَا بِمَوَدَّتِهِم؟ قَالَ: عَلِی وَ فَاطِمه وَ َولَدُهُمَا (حسکانی، 1385: 231؛ زمخشری، 1407: 4/ 219؛ آلوسی، 1415: 13/ 31؛ ابن مردویه اصفهانی، 1383: 316). ابن عباس می‌گوید هنگامی که آیة مودت نازل شد، گفتند: ای رسول خدا 9! آنهایی که خداوند دستور به محبت و دوستی آنها داده است، کیانند؟ پیامبر فرمود: علی، فاطمه، امام حسن و امام حسین :. روایات متعدد دیگری از رسول خدا نقل شده است، به وضوح این مطلب را آشکار می‌کنند که اهل بیت : علی، فاطمه، امام حسن و امام حسین : هستند؛ از جمله: عن أنس ابن مالک أنَّ رسول الله-صلی الله علیه و سلم- کَانَ یَمُرُّ بِبَابِ فَاطِمَه رَضِیَ اللهُ عَنهَا سِتَةَ أَشهُرٍ إِذَا خَرَجَ لِصَلَاةِ الفَجرِ یَقُولُ: الصلاةَ یَا أَهلَ البَیتِ «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَیتَ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهِیرًا» (نیشابوری، 1426: 122؛ حسکانی، 1385: 16). أنس إبن مالک نقل می‌کند: رسول خدا9 به مدت شش ماه، هنگامی که برای ادای نماز صبح خارج می‌شد، به در خانة فاطمه می‌آمد و می‌گفت: نماز! ای اهل بیت :«همانا خداوند می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک گرداند».

در این باره روایات فراوانی است که مجال ذکر همة آنها نیست. ضمناً کتابهای مستقلی در این زمینه نگاشته شده است و آنچه ذکر شد نمونه‌ای از این‌گونه روایات بود. لازم به ذ کر است که برخی از علمای اهل سنت نیز به این مطلب که اهل بیت :همان اهل کساء هستند، اقرار و بدان تصریح کرده‌اند. از آن جمله فخر رازی در تفسیر کبیر و شیخ اسماعیل بروسی در تفسیر روح البیان، در اظهار نظری مشابه می‌گویند: به نظر من آل محمد:کسانی هستند که قرابت و نزدیکی با پیامبر9داشته باشند و هر کس که قرابت او با پیامبر9شدیدتر و کامل تر باشد، از آل پیامبر:است و تردیدی نیست که بین فاطمه، علی، حسن و حسین: با پیامبر اکرم 9ارتباط و پیوند محکمی وجود دارد و این مسأله با نقل متواتر ثابت شده است. پس واجب است که اینها آل پیامبر :باشند (رازی، 1429: 9/ 595؛ البروسی، بی‌تا: 8/ 312).

فخر رازی پس از بررسی اقوال نادر در این مورد، نتیجه می‌گیرد که بنا بر جمع تقدیرات، ثابت می‌شود که اینها «علی، فاطمه، حسن و حسین » آل پیامبر: هستند، اما این که غیر از اینها داخل در آل هستند، یا نه مورد اختلاف است (همان).

ثعالبی، یکی دیگر از مفسران اهل سنت، بعد از نقل حدیث کساء از ام سلمه در تفسیر آیة تطهیر -که در شأن رسول خدا 9، امام علی، فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین: نازل شده است- می‌گوید: رأی جمهور علما بر این است که اهل بیت پیامبر 9 «اهل کساء» هستند، اگرچه از ابن عباس و غیر از ایشان نقل شده که اهل او ازواج او هستند. اما نظر جمهور علما بر همان چیزی است که گفته شد (ثعالبی، 1418: 4/ 346). ابن مردویه اصفهانی، در کتاب مناقب علی بن ابی طالب7 نیز در مورد مصداق اهل بیت: می‌گوید: «من مئة و ثلاثین طریقاً، «انَّ العِترَةَ عَلِیٌ وَ فَاطِمةٌ وَ الحَسنَان:»، از یکصد و سی طریق ثابت می‌شود که عترت و اهل بیت پیامبر علی، فاطمه و حسنان هستند:» (ابن مردویه اصفهانی، 1383: 228). ابن صباغ مالکی، یکی دیگر از اندیشمندان بزرگ اهل سنت نیز در مورد مصداق اهل بیت: می‌گوید: اهل بیت: بر اساس آنچه که مفسران در تفسیر آیة مباهله ذکر کرده‌اند و نیز بر اساس آنچه که اُم سلمه روایت کرده است، پیامبر اکرم9 علی و فاطمه و حسن و حسین: هستند (ابن صباغ، 1422: 1/ 113). با این بیان روشن می‌شود که اهل بیت: فقط پیامبر، امام علی، فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین: هستند. اما این که زنان پیامبر9 داخل در مصداق اهل بیت: نیستند، علاوه بر عدم اعتقاد شیعه به این امر، اندیشمندان بزرگ اهل سنت نیز در آن تشکیک کرده‌اند. با این حال، هر چند شعیان، ازواج رسول خدا 9را داخل در مصداق اهل بیت: نمی‌دانند، اما آنها را به عنوان اُمهات المومنین، احترام می‌گذارند.

ب) محبت اهل بیت: در آیات و روایات

با توجه به مطالب گذشته، یکی از محورهای وحدت و هم‌بستگی مسلمانان وجوب دوستی نسبت به اهل بیت رسول خدا9 است، و در این نکته هیچ یک از فرقه‌های اسلامی تردید ندارند. اکنون بعد از روشن شدن مصداق اهل بیت:، وجوب محبت نسبت به آل رسول: را از منظر قرآن کریم و روایت وارده از ناحیة رسول خدا9 مورد بررسی قرار می‌دهیم. از بهترین آیات که می‌تواند در این موضوع استناد کرد، آیة 23 سورة شوری است که روایت نیز در تفسیر آن ذ کر شده است. این آیه علاوه بر معرفی مصداق اهل بیت: بر محبت نسبت به اهل بیت: نیز کاملاً دلالت دارد. روایات دیگری نیز در تفسیر آیة شریفه آمده است، از جمله، صاحب کشّاف روایت شریفة زیر را ذکر کرده‌اند: عن نبی- صلی الله علیه و سلم- أنّهَ قَالَ مَن مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِیداً. ألا وَ مَن مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مَغفُورَاً لَهُ. ألا وَ مَن مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ تَائِبَا. ألا وَ مَن مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مُؤمِنَاً مُستَکمِلَ الإیمَانِ. ألا، وَ مَن مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ بَشَّرَهُ مَلَکُ المَوتِ بِالجَنَّةِ ثُمَّ مُنکَرٌ وَ نَکیِرٌ، ألا وَ مَن مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ فُتِحَ لَهُ فِی قَبرِهِ بَابَانِ اِلَی الجَنَّةِ، ألا وَ مَن مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ جَعَلَ اللَهُ قَبرَهُ مَزَارَ مَلَائِکةِ الرَّحمَةِ، ألا وَ مَن مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ عَلَی السُّنَّةِ وَ الجَمَاعَةِ، ألا وَ مَن مَاتَ عَلَی بُغضِ آلِ مُحَمَّدٍ جَاءَ یَومَ القِیَامَةِ مَکتُوبَاً بَینَ عَینَیهِ آیِسٌ مِن رَحمَةِ اللَهِ، ألا وَ مَن مَاتَ عَلَی بُغضِ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ کَافِراً، ألا وَ مَن مَاتَ عَلَی بُغضِ آلِ مُحَمَّدٍ لَم یَشُمَّ رَائِحَةَ الجَنَّهِ (زمخشری، 1407: 220-221؛ رازی، 1429: 595؛ البروسی، بی‌تا: 8/ 312) پیامبر9 فرمود: کسی که بر محبت و دوستی آل محمد: بمیرد، شهید مرده است. آگاه باشید کسی که بر حب و دوستی آل محمد: بمیرد، آمرزیده مرده است. بدانید کسی که بر حب و دوستی آل محمد: بمیرد، توبه‌کار از دنیا رفته است. به هوش باشید کسی که بر حب و دوستی آل محمد: بمیرد، مؤمن و با ایمان کامل از دنیا رفته است. بدانید کسی که بر محبت و دوستی آل محمد: بمیرد، فرشتة قبض روح او را به بهشت بشارت می‌دهد و پس از او نکیر و منکر بشارتش را می‌دهند. آگاه باشید کسی که بر دوستی آل محمد: بمیرد، همچون عروس که وارد خانة شوهر می‌شود با جلال و شکوه وارد بهشت می‌گردد. بدانید کسی که با حب و دوستی آل محمد: از دنیا برود، از قبرش دو درب به سوی بهشت گشوده می‌شود. آگاه باشید آن کسی که با محبت و دوستی آل محمد: جهان را وداع کند، خداوند قبرش را زیارتگاه فرشتگان قرار دهد. بدانید هر کس با محبت و دوستی آل محمد: جان دهد طبق روش و سنت پیامبر9 و مسلمانان جان سپرده است و آگاه باشید کسی که با بغض و دشمنی آل محمد: بمیرد، روز قیامت در پیشانی‌اش نوشته شده، از رحمت خداوند محروم است. بدانید کسی که با بغض و کینة آل محمد: بمیرد، کافر از دنیا رفته است. آگاه باشید کسی که با بغض و دشمنی آل محمد: بمیرد، هرگز بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد».

در روایت دیگر، إبن عباس از رسول خدا (ص) نقل می‌کند: «عن بن عباس قال: قال رسول الله صلی الله علیه و سلم: «أَحِبُّوا اللهَ لِمَا یَغذُوکُم بِهِ مِن نِعمَةِ وَ اَحبُّونِی لِحُبِّ اللهِ وَ اَحِبُّوا اَهلَ بَیتِی لِحُبِّی» (نیشابوری، 1426: 115) إبن عباس می‌گوید: پیامبر اکرم6 فرمود: خداوند را دوست داشته باشید به خاطر نعمت‌هایش و من را به خاطر خدا دوست داشته باشید و اهل بیتم را به خاطر من دوست داشته باشید». روایت بدین مضمون کثیر و فراتر از حد شمارش و ذکر است. آنچه ذکر شد نمونه‌ای از احادیثی بود که ترغیب و تشویق به محبت و دوستی نسبت به آل رسول الله6 می‌کند، روایات فراوان دیگری نیز وجود دارد که مردم را از بغض و دشمنی نسبت به آن خاندان بر حذر می‌دارد که به ذکر یک نمونه از آن اکتفا می‌شود:

«عن أبی سعد الخدری رضی الله عنه قال: قال رسول الله صلی الله علیه و سلم: (وَ الَّذِی نَفسِی بِیَدِهِ لَا یُبغِضُنَا اَهلَ البَیتِ أحَدٌ إِلّا أَدخَلَهُ اللهُ النارَ)؛ ابی سعدی خدری نقل کرده است که رسول خدا فرمود: قسم به کسی که جانم به دست اوست، هیچ کس بغض و کینة ما اهل بیت: را در دل ندارد مگر اینکه خداوند در قیامت او را داخل آتش جهنم خواهد کرد» (همان).

بنابراین محبت اهل بیت اساس ایمان و عقیدة مسلمان‌ها را تشکیل می‌دهد و این یک بحث عاطفی و یا یک بحث مربوط به بخش خاص از جهان اسلام نیست و ریشة قرآنی دارد، همچنان که آیة مبارکه می‌فرماید: «قُل لَا أَسأَلُکُم عَلَیهِ أَجراً إلَّا المَوَدَّةَ فِی القُربَی» (شوری: 23). وقتی پیامبر6 از امت اسلامی مزد نمی‌خواهد چون رسالت الهی است و مزد رسالتش را محبت ذی القربی و اهل بیت: قرار می‌دهد، آن هم نه به خاطر اینکه منفعت از او عائد به اهل بیت: می‌شود، بلکه محبت آن عائد امت اسلامی است. وقتی پیامبر می‌فرماید: «النُّجُومُ اَمَانٌ ِلأَهلِ الأَرضِ مِنَ الغَرَقِ وَ اَهلُ بَیتِی أَمَانٌ لِأُمَّتِی مِنَ الأِختِلافِ» (نیشابوری، 1426: 115). پیامبر اکرم6 فرمود: ستارگان امان هستند برای اهل زمین از غرق شدن و اهل بیت من، برای امت من امان از اختلاف هستند. فلهذا این مسأله بسیار مهم است و امت اسلامی را می‌تواند به صورت یک سیل بنیان کن در برابر دسایس استعمار و دشمنان اسلام، متحد کند.

 

ج) محبت اهل بیت: در کلام اندیشمندان اهل سنت

علما و اندیشمندان اسلامی، با توجه به تأکید قرآن کریم و سنت نبوی بر محبت اهل بیت:، آن را از مسلمات دین دانسته و بر وجوب آن تأکید کرده‌اند. اما چون شیعیان علاوه بر محبت آن خاندان، ولایت و زعامت آنها را نیز به صورت مطلق پذیرفته‌اند، در اینجا تنها به برخی از اظهار نظرهای صریح علمای اهل سنت اشاره می‌شود.

فخر رازی مفسر بزرگ اهل سنت در مورد وجوب محبت اهل بیت بعد از نقل حدیث شریف «لَمَا نَزَلَت هَذِهِ الآیَه قِیلَ یَا رَسُولَ اللَهِ مَن قَرَابَتِکَ هَؤُلَاءِ الَذِینَ وَجَبَت عَلَینَا مَوَدَّتِهِم فَقَالَ عَلِی وَ فَاطِمةَ وَ ابنَاهُمَا» می‌گوید: ثابت می‌شود که این چهار نفر، اقارب پیامبر اکرم6 هستند و زمانی که این مطلب ثابت شود، واجب است که نسبت به آنها محبت و احترام ویژه داشته باشیم. سپس برای اثبات این مطلب سه دلیل می‌آورد:

اول: بنا به فرمودة خداوند که فرمود: «إلَّا المَوَدَّةَ فِی القُربَی».

دوم: تردید نیست که پیامبر اکرم6 فاطمه3 را دوست می‌داشت و در مورد او فرمود: «فَاطِمةُ بضعةً مِنِّی یُؤذِینِی مَا یُؤذِیهَا» و نیز با نقل متواتر از رسول خدا6 ثابت شده است که ایشان علی، حسن و حسین8 را نیز دوست می‌داشت و زمانی که چنین امری ثابت شود، بر همة امت اسلامی واجب است همانند رسول خدا6 آنها را دوست داشته باشند به دلیل فرمودة خداوند که: «... وَ اتبعُوهُ لَعلَّکُم تَهتَدُون» (اعراف: 158) و لقوله تعالی: «... فالیحذر الذین یُخالِفُونَ عَن أمرِه ...» (نور: 63).

سوم: دعا کردن برای اهل بیت رسول خدا: منصب عظیمی است و به همین دلیل این دعا را در انتهای تشهد نماز قرار داده است، و دعا این است: « اللّهم صل علی آل محمد و ارحم محمداً و آل محمد». و این تعظیم برای هیچ کس دیگر غیر از اهل بیت ثابت نشده است. همة این مطالب دلالت می‌کند که محبت و دوستی نسبت به آل محمد واجب است (رازی، 1429: 9/ 595).

ابن هجر هیثمی در الصواعق المحرقه، بعد از آوردن حدیثی از رسول خدا6دربارة محبت به اهل بیت: و حرام بودن بغض و دشمنی نسبت به آن خانواده می‌گوید: از احادیث و روایات گذشته دانسته شد که محبت اهل بیت: واجب و بغض و کینه نسبت به آنها حرام است. بر لزوم محبت آنها، بیهقی و بغوی و دیگران تصریح کرده و گفته‌اند که محبت نسبت به آنها از فرایض و واجبات دین است. و از شافعی حکایت شده که گفته است: «یَا أَهلَ بَیتَ النَّبِی حُبُّکُم فَرَضَ مِنَ اللَهِ فِی القُرآنِ أنزَلَهُ ...» (هیثمی، بی‌تا: 206).

عبد القاهر بغدادی، با نام بردن از امامان شیعه(ع)، اهل سنت را نسبت به آنها این‌گونه بیان می‌کند: اهل سنت، امام حسن و امام حسین8 و معروفین از پیامبر6 مانند حسن بن حسن و علی بن حسین زین العابدین7 و محمد بن علی بن حسین معروف به باقر7، کسی که جابر بن عبدالله انصاری سلام رسول خدا6 را به او ابلاغ کرد و جعفر بن محمد معروف به صادق7 و موسی بن جعفر7 و علی بن موسی7 و سایر فرزندان دیگر اهل بیت: را که بر سنت پدران طاهرین خود مشی می‌کنند دوست دارد (آلوسی، 1415: 353-354).

امام محمد غزالی، اندیشمند و متفکر بزرگ مصری نیز در این باره می‌گوید: مسلمانان در همة عالم نسبت به اهل بیت: گرایش و عشق دارند، آن خانوادة بزرگ را تکریم می‌کنند و قدر می‌شناسند. مهر آن خانواده، در عمق دل مسلمانان است... مردم در واقع در دوستی اهل بیت: هیچ‌گونه تکلفی ندارند، برق دوستی و عشق از چشمان آنان پیدا است. این مهر و دوستی در دلهای آنان موج می‌زند، این دوستی و مهر نسبت به اهل بیت در واقع نتیجة تعالیم اسلام است. در همة نمازها بر محمد و خانوادة او درود می‌فرستیم و این درود بارها در همة نمازها تکرار می‌شود. اللهم صل علی محمد و آل محمد (حسینی، 1388: 93).

شیخ عیسی عبدالله ابن محمد الحمیری، مدیر کل اوقاف و شئون اسلامی دُبی و خطیب جمعه، دربارة محبت اهل بیت: و این که آنها پس از کتاب و سنت، بهترین محور اتحاد مسلمانان هستند، می‌گوید: به نظر من بعد از کتاب و سنت، حب اهل بیت: بهترین پیونددهندة قلبهای مسلمانان است. ما وقتی به منابع خود رجوع می‌کنیم می‌بینیم که قریب به اتفاق فقها و محدثین ما از شاگردان اهل بیت: و یا علمای شیعه بوده‌اند و در مکتب آنان درس آموخته‌اند... ما اهل بیت: را دوست داریم (همان).

د) محوریت اهل بیت: و لزوم تمسک به آنها

اگرچه محبت اهل بیت: می‌تواند به تنهایی محور وحدت مسلمانان قرار گیرد، اما با این حال آیاتی از قرآن کریم و روایات وارده از رسول خدا(ص) مسلمانان را به تمسک و پیروی از آن خاندان مطهر نیز فرا می‌خواند که به نمونه‌هایی از آنها اشاره می‌شود. در آیة 103 از سورة آل عمران که بحث غایی و نهایی از اتحاد و مبارزه با هر گونه تفرقه وتشتُّت است، خداوند می‌فرماید: «ای مسلمانان به حبل الله چنگ بزنید». روایاتی از ناحیة فریقین وارد شده است که حبل الله را به اهل بیت تفسیر کرده‌اند، از جمله: حاکم حسکانی از ابوحفص صائغ، نقل می‌کند: عن ابوحفص صائغ، عن جعفر بن محمد فی قوله تعالی «وَ اعتَصِمُوا بِحَبلِ اللهِ جَمِیعَاً وَّ لَا تَفَرَّقُوا» (آل عمران: 103) قال: نحن الحبل (حسکانی، 1385: 1/ 202)؛ ابوحفص صائغ از امام جعفر صادق در تفسیر «و اعتصموا بحبل الله ...» نقل می‌کند که فرمود: «ما حبل الله هستیم».

در روایت دیگری منقول از جابر آمده است: «عن جابر عن ابی جعفر7 قال: آل محمد هم حبل الله الذی امر بالإعتصام به فقال: و اعتصموا بِحبلِ الله جمیعاً و لا تفرقوا (عروسی حویزی، 1415: 1/ 377)؛ جابر بن عبدالله انصاری از امام باقر7 روایت می‌کند که فرمود: حبل الله که امر به تمسک آن شده است، آل محمد: هستند». در روایت دیگر نیز آمده است: «عن ابی زید قال: سألت ابالحسن 7 عن قوله «و اعتصموا بحبل الله جمیعاً...» قال: علی بن ابی طالب حبل الله المتین (همان)؛ ابی زید می‌گوید: از ابا الحسن7 در مورد قول خدا که می‌فرماید «و اعتصموا بحبل الله» پرسیدم. فرمود: علی بن ابی طالب7 حبل الله است».

غیر از موارد ذکر شده روایات بی‌شمار دیگری نیز بر تمسک به اهل بیت: تأکید کرده‌اند، معروف‌ترین این روایات، حدیث معروف ثقلین است که با الفاظ و سندهای گوناگون در کتب فرقین آمده است. در اینجا به نمونه‌ای از آن اشاره می‌شود: «عن حبیب بن أبی ثابت، عن زید بن ارقم رضی الله عنهما قالا: قال رسول الله صلی الله علیه و سلم: إنّی تَارِکً فِیکُم الثَقَلَینِ مَا إِن تَمَسَّکتُم بِهِمَا لَن تَضِلُّوا بَعدِی وَ أَحَدُهُمَا اَعظمُ مِن الآخَرِ کِتَابَ الله حَبلٌ مَمدُود مِنَ السَّماء ِاِلَی الأَرضِ وَ عِترَتِی اَهلَ بَیتِی ألا و اَنَّهُمَا لَن یَفتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الحَوضِ فَانظُرُوا کیَفَ تَخلُفونِی فِیهمَا» (أبی عیسی، 1422: 1079)؛ «من در میان شما دو شیء گران‌بها گذاشتم. تا زمانی که به آن دو چنگ بزنید، هرگز بعد از من گمراه نشوید. یکی از دیگری بزرگتر است: کتاب خدا که ریسمانی کشیده شده از آسمان به زمین است و فرزندانم و خاندانم. آگاه باشید که آن دو از هم جدا نخواهد شد تا اینکه در حوض [کوثر] بر من وارد شوند. پس بنگرید که چگونه پس از من با آنها رفتار می‌کنید». در این حدیث شریف پیامبر اکرم6اهل بیت را کنار قرآن قرار داده است؛ یعنی همان گونه که در امور مختلف باید به قرآن مراجعه کرد، به اهل بیت نیز باید مراجعه نمود.

توضیح اینکه حضرت پیامبر اکرم6 در حدیث ثقلین تصریح کرده‌اند که قرآن و اهل بیت: همیشه با هم هستند و از هم جدا نمی‌شوند. این یعنی هیچ یک به تنهایی هدف رسالت الهی حضرت را تحقق نمی‌بخشد و هیچ کدام بی دیگری، برای هدایت انسانها به کمال و سعادت کافی نیستند. اگر غیر از این بود، می‌توانستند از هم جدا شوند و یکی یا هر دو مردم را به تنهایی هادی و رهنما به راستی و درستی باشند؛ بنابراین اگر کسی تنها قرآن را بگیرد و اهل بیت را رها کند، گویا قرآن را نیز رها کرده است و اگر کسی تنها اهل بیت: را بگیرد و قرآن رها کند گویا اهل بیت را نیز رها کرده است. در واقع تمسک به هر دو موجب هدایت خواهد بود. در روایت دیگر، ابن عباس از رسول خدا6 نقل می‌کند: «عن ابن عباس قال: قال رسول الله صلی الله علیه و سلّم: «النُّجُومُ اَمَانٌ ِلأَهلِ الأَرضِ مِنَ الغَرَقِ وَ اَهلُ بَیتِی أَمَانٌ لِأُ مَّتِی مِنَ الأِختِلافِ فَأِذَا خَالَفَتهَا قَبِیلَةٌ مِنَ العَرَبِ اِختَلَفُوا فَصَارُوا حِزبَ إِبلِیس» (نیشابوری، 1426: 115)؛ ابن عباس می‌گوید: پیامبر اکرم6 فرمود: ستارگان امان هستند برای اهل زمین از غرق شدن و اهل بیت من، امان هستند برای امت من از اختلاف. هنگامی که قبیله‌ای ازعرب با آنها به مخالفت برخیزد، از پیروان شیطان خواهد شد. در روایت دیگر، اباذر از رسول خدا 6 نقل کرده است: «حنش الکنانی قال: سمعت أباذر رضی الله عنه یقول و هو آخذ بباب الکعبه من عرفنی و من أنکرنی فأنا أبوذر سمعت النبی صلی الله علیه و سلم یقول: «أَ لَا إِنَّ مَثَلَ اَهلَ بَیتِی فِیکُم مَثَلَ سَفِینَةِ نُوحِ مِن قَومِهِ مَن رَکِبَهَا نَجَا وَ مَن تَخَلَّفَ عَنهَا غَرِقَ» (همان: 116)؛ حنش کنانی می‌گوید: شنیدم که اباذر در حالی که درب خانه را گرفته بود، می‌گفت: هرکس مرا می‌شناسد که می‌شناسد و هرکس مرا نمی‌شناسد، من ابوذر هستم. از رسول خدا6 شنیدم که می‌فرمود: مثل اهل بیت: من در میان شما مثل کشتی نوح است که هرکس برآن سوار شود نجات یابد و هرکه از آن تخلف ورزد، غرق شود». در حدیث دیگر از ابن عباس از پیامبر اکرم 6 نقل می‌کند که فرمود «مَن سَرهُ أن یَحیَا حَیاتِی، وَ یَمُوتُ مَمَاتِی، وَ یسکُن جَنَةَ عَدنَ التِی غَرسَهَا رَبِی، فَلیُوَالِ عَلِیاً مِن بَعدِی، وَ لیُوَالِ وَلیِهِ، وَ لیَقتَدِ بِالأئِمَّةِ مِن بَعدِی، فَإنَّهُم عِترَتِی، خلقوا مِن طِینَتِی وَ رَزَقُوا فَهمَا وَ عِلمَاً. فَوَیلُ للِمُکَذِّبِینَ مِن أُمتِی لَقَاطِعِینَ فِیهِم صَلتِی لَا أنَالُهُم اللَهُ شَفَاعَتِی (ابن ابی الحدید، 1386: 9/ 1170)؛ کسی که دوست دارد همچون من زندگی کند و مانند من بمیرد و در بهشت جاویدان سکونت گزیند، پس باید علی7 را پس از من ولی خود بداند، و دوست او را نیز دوست بدارد و پس از من به اهل بیتم اقتدا کند که آنها عترت من هستند، از طینت وجود من آفریده شده‌اند و از علم و فهم من بهره برده‌اند. وای به حال کسانی از امتم که فضل و برتری آنها را تکذیب کنند و اتصال بین من و آنها را قطع نمایند. خداوند شفاعتم را نصیب آنها قرار ندهد».

بنابراین همان طور که قرآن و پیامبر: عامل وحدت امت اسلامی است و اختصاص به یک فرقه و یا مذهب ندارد، محبت اهل بیت: هم وسیلة وحدت و همگرایی جهان اسلام است. در گزیدة بیانات مقام معظم رهبری: آمده است حب اهل بیت: «نیز» مخصوص شیعیان نیست «و مربوط به همة امت اسلامی می‌باشد». حب اهل بیت: وسیلة وحدت مسلمین است، همچنان که وجود پیامبر اسلام6 وسیلة وحدت بین مسلمین است، محبت اهل بیت: می‌تواند عامل وحدت باشد و امروز دنیای اسلام به این محبت و همدلی به شدت نیازمند است (پایگاه الکترونیکیwww.netshahr.com 1396/9/2).

 

 

نتیجه

در این مقاله مصداق اهل بیت: از نظر فرقین بیان شد و با بررسی آیات و روایات از نظر فریقین روشن شد که اهل بیت پیامبر6، تنها علی، فاطمه و حسن و حسین: هستند. با توجه به سفارشها و تأکیدات قرآن کریم و دستورات پیامبر اکرم6 هیچ یک از فرقه‌های اسلامی در وجوب محبت و دوستی نسبت به اهل بیت پیامبر: تردید ندارند. از این‌روست که یکی از محورهای همگرایی و هم‌بستگی امت اسلامی، وجوب محبت و دوستی نسبت به اهل بیت رسول خدا: است و پیامبر مکرم اسلام6 در حدیث ثقلین تصریح کرده‌اند که قرآن و اهل بیت: همیشه با هم هستند و از هم جدا نمی‌شوند. این یعنی هیچ یک به تنهایی هدف رسالت الهی حضرت را تحقق نمی‌بخشد. در حدیث دیگر در مورد اهل بیت :می‌فرماید که امان هستند از اختلاف. با توجه به اینکه امت اسلامی مشترکات فراوانی چون قرآن، پیامبر(ص) قبله و زبان دینی واحد دارد، بعد از تمسک به کتاب و سنت، مهمترین پیونددهندة قلبهای مسلمانان، محبت و دوستی نسبت به اهل بیت رسول خدا :است و این نعمت الهی یکی از رموز اساسی اتحاد و همگرایی در جهان اسلام است. بنابراین اهمیت این مسأله روشن می‌شود. محبت و دوستی اهل بیت: با ایجاد پیوند میان دلهای مسلمانان جهان می‌تواند آنها را چون سیلی بنیان کن در برابر دسایس استعمار و دشمنان اسلام متحد سازد.

 

 

  1. قرآن کریم

    الف) کتابهای فارسی

    1. انیس ابراهیم و دیگران. (1386). فرهنگ المعجم الوسیط (عربی- فارسی)، ترجمة محمد بندر‌ریگی، قم: انتشارات اسلامی.
    2. البستانی، فواد افرام. (1394). فرهنگ جدید (عربی-فارسی)، ترجمة منجد الطلاب، ترجمة محمد بندرریگی، قم: انتشارات اسلامی.
    3. حسینی، محمد رسول. (1388). وحدت اسلامی، قم: انتشارات بین المللی المصطفی (ص).
    4. دهخدا، علی اکبر. (1377). لغتنامه، ج6، تهران: موسسة انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.
    5. ری شهری، محمد. (1387). دوستی در قرآن وحدیث، ترجمة حسن اسلامی، قم: دارالحدیث.
    6. عمید، حسن. (1362). فرهنگ عمید (دوجلدی)، تهران: امیرکبیر.

    ب) کتابهای عربی

    1. ابن ابی الحدید. (1386). شرح نهج البلاغه، محقق محمدابوالفضل ابراهیم، قم: مکتبه آیت‌الله مرعشی نجفی.
    2. ابن حنبل، احمد. (1430ق.). فضائل الصحابه، ج2. محقق عباس ولی‌الله بن محمد، قاهره: دار بن الجوزی.
    3. ابن صباغ، علی بن محمد بن احمد. (1422ق). الفصول المهمه فی معرفة الأئمه، محقق الغریری السامی، قم: مؤسسة علمی فرهنگی دارالحدیث.
    4. أبی عیسی، محمد بن عیسی بن سوره. (1422ق). سنن الترمذی. بیروت: دارالفکر.
    5. اصفهانی، ابن مردویه. (1383). مناقب علی بن ابی طالب(ع) و ما نزل من القرآن فی علی، محقق عبدالرزاق محمد حرز الدین، قم: مؤسسة علمی فرهنگی دارالحدیث.
    6. الآلوسی البغدادی، السید محمود. (1415ق). روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج13. محقق علی عبدالباری عطیه، بیروت: دار الکتب العلمیه.
    7. البروسی، اسماعیل. (بی‌تا). تفسیر روح البیان، ج 8. بیروت: دارالفکر.
    8. البغدادی، عبد القاهر بن طاهر. (1408ق). الفرق بین الفرق، بیروت: دارالجبل.
    9. ثعالبی، عبد الرحمن. (1418ق). الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن، ج4. محقق علی محمد معوّض و شیخ عادل احمد عبد الجواد، بیروت: دار الأحیاء التراث العربی.
    10. حسکانی، حاکم. (1385). شواهد التنزیل، ج1و2. محقق محمد باقری المحمودی، بی‌جا: مجمع احیاء الثقافة الإسلامیّه.
    11. الرازی، فخر الدین. (1429). مفاتح الغیب، ج9. بیروت: دار الاحیاء التراث العربی.
    12. زمخشری، محمود بن عمر. (1407ق). الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل، ج4. مصحح مصطفی حسین احمد، بیروت، دارالکتاب العربی.
    13. العروسی الحویزی، عبد علی بن جمعه. (1415ق). تفسیر نورالثقلین، ج1. مصحح سید هاشم رسولی محلاتی، قم: اسماعلیان.
    14. النیشابوری، الحاکم. (1426ق). المستدرک علی الصحیحین، ج3. بیروت: دارالکتب العربی.
    15. هیثمی، احمد بن حجر. (بی‌تا). الصواعق المحرقه فی الرد علی اهل البدع والزندقیه، تهران: بی‌نا.

    ج) پایگاه اینترنتی

    وب‌سایت نت شهر، تاریخ دسترسی 4/9/1396.

    http://www.netshahr.com/