مروری بر نقش ورزش و آثار آن از دریچة دین

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

چکیده

پدیدۀ ورزش و تحرک بدنی مفید از لوازم زندگی ایده آل بشر به حساب می‌آید. بر اساس متون دینی حکم جواز این امر و بلکه ضرورت آن در طول زندگی به خوبی اسفاده می‌شود. قرآن کریم از نیرومندی برخی بندگان الهی خبر داده و آن را به عنوان یک امتیاز و صفت ستودنی برشمرده است. در روایات معصومین: نیز برخی از انواع ورزش آمده و برای داشتن یک برنامة ورزشی همیشگی تأکید شده است. بنا بر شواهد تاریخی، برخی از رشته‌های ورزشی در زمان پیامبر و امامان معصوم: رایج بوده است و آن بزرگواران مردم را نسبت به فراگیری آن تشویق می‌کردند و احیاناً خود در آن ورزشها شرکت می‌کردند. در عصر حاضر که ماشین و صنعت جای فعالیت‌های طبیعی بشر را گرفته است، ورزش و فرهنگ‌سازی برای آن در جامعه ضروری می‌نماید و نسبت به فوائد و آثار سازندۀ فردی و اجتماعی ورزش نیاز بیشتری احساس می‌شود.

کلیدواژه‌ها


  مقدمه

انسان از همان لحظه‌ای که دیده به جهان می‌گشاید زندگی را با تحرک و جنبش آغاز نموده و از این راه زمینة رشد و سلامتی خود را به وجود می‌آورد. حفظ سلامت و رشد قوای جسمانی و روحی، از امور لازم و ضروری هر انسان عاقل و خردمند است. نقش ورزش در تندرستی و شادابی انسان بر همگان روشن و پذیرفتنی است، به‌ طوری که روحیة سالم و بانشاط را در جسم سالم و سلامتی جسمانی را همراه با فعالیت‌های جسمانی و اجرای برنامه‌ای ورزشی می‌توان جستجو کرد. از طرف دیگر از نظر دینی، داشتن بدن نیرومند و سالم، انسان را در راه انجام وظایف دینی و رسیدن به اهداف عالیۀ اسلامی کمک خواهد کرد، به همین خاطر در متون دینی نسبت به این امر تشویق شده است. البته ورزش در گذشته به چند شاخة محدود تقسیم می‌شد، ولی امروزه دامنة آن گسترش پیدا کرده و از ورزش و مسابقات به عنوان یکی از پدیده‌های مهم و جهانی و پرطرفدار یاد می‌شود که در ابعاد سیاسی، اقتصادی، نظامی و... مطرح می‌شود. بنابراین امروز ورزش در سرنوشت جوامع بشری نقشی به مراتب پررنگ‌تر از گذشته ایفا می‌کند و اطلاعات عمومی و احکام دینی بیشتری را به دنبال دارد.

باید یادآوری کرد که پدیدۀ ورزش همچون سایر پدیده‌ها، وسیله‌ای با دو سوی مثبت و منفی (مفید و مضر) است و در این نوشتار ورزش مثبت و مفید برای فرد و اجتماع مد نظر است و منظور حرکتهای مضر و ورزشهای نامطلوب نیست.

از این‌رو در این نوشتار، پس از تعریف واژۀ ورزش، نظر اسلام نسبت به این پدیده را بر اساس برداشت از آیات و روایات، مورد بررسی قرار می‌دهیم. امید که با همکاری پژوهشگران و اهل قلم گامهای بیشتری در این زمینه برداشته شود.

1-کلیات و مفاهیم

1-1-تعریف ورزش

فرهنگ بزرگ سخن ورزش را چنین تعریف کرده است:

1)ورزش فعالیت بدنی سازمان یافته است که برای تقویت قوای جسمانی و کسب مهارتهای حرکتی انجام می‌شود.

2)عمل مکرر و تمرین که برای به دست آوردن نوعی مهارت یا حفظ آن انجام می‌گیرد (فرهنگ سخن، ذیل ورزش).

3) ورزش عبارت است از حرکات منظم و مکرر بدنی که برای دست‌یابی به توانایی و ورزیدگی در راستای اهداف گوناگون –که مهمترین آنها نشاط و سلامتی بدن است- انجام گیرد؛ بنابراین حرکات نامنظم و نسنجیده مثل بعضی از بازی‌ها و تفریحات، ورزش محسوب نمی‌شود (هاشمی نوربخش، 1384: 17).

از مجموع این تعاریف چنین به دست می‌آید که «ورزش» عبارت است از حرکت و فعالیت‌های مکرر و منظم که با هدف کسب مهارت و تقویت نیروی بدنی و یا حفظ آن انجام می‌گیرد.

2-ورزش از دیدگاه اسلام

تحرک و فعالیت از لوازم رشد و زندگی بشر به شمار می‌آید. وقتی انسان به این جهان پای می‌گذارد، بلکه زودتر، در شکم مادر و از آن زمان که قدرت فعالیت و تحرک پیدا می‌کند، با هدایت تکوینی که خدا در نهاد او قرار داده است، حرکت و دست و پا زدن را آغاز می‌کند و تا پایان عمر هرچه تحرک و فعالیت منظم‌تر داشته باشد، از رشد و سلامتی بهتر نیز برخوردار خواهد بود.

آیت‌الله مکارم در این زمینه می‌فرماید:

«شما به یقین این مطلب را دیده‏اید که نوزادان زیادى گریة ناراحت کننده و جان‌فرسایى مى‏کنند. بسیار مى‏شود که انسان به فکر فرو مى‏رود که چرا این اندازه، این بچة بى‌گناه گریه مى‏کند؟ سبب ناراحتى او چیست؟ او که از دنیا و ناکامى‏هاى آن خبرى ندارد که این قدر ناله مى‏کند؟ بیشتر مردم با نظر سطحى به این موضوع نگاه مى‏کنند و به طور حتم آن را یک امر پیش پا افتاده و یا بیهوده فرض مى‏نمایند، در حالى که مطالعات دانشمندان ثابت کرده که گریة نوزاد یکى از عوامل حیات و زندگى اوست و اگر از برنامة زندگى او حذف شود، ممکن است عواقب خطرناکى به بار آورد، زیرا بیش از همه چیز، براى رشد و نموّ عضلات، اعصاب کودک و استحکام استخوان‏هاى او ورزش و حرکت لازم است.

«از آنجا که بچّه‏ها هرچه کوچک‏تر باشند، رشد آنها نیز بیشتر خواهد بود، لذا نیاز بیشتر به ورزش و تحرک در آنها احساس می‌شود. به همین جهت دستگاه آفرینش یک حالت جنب و جوش در نهاد اطفال- به خصوص در سنین کم- گذارده و پیوسته آنها را به حرکت و ورزش وامى‏دارد تا اعصاب آنها محکم و عضلات و استخوان‏هاى آنها رشد و نمو لازم را پیدا کند و به تدریج که قسمت‏هاى مختلف بدن استحکام لازم را پیدا مى‏کند، علاقة او به ورزش و حرکت کمتر مى‏شود، لذا اگر در سالهاى اوّلیة عمر- که بدن به سرعت رشد مى‏کند- از حرکت و ورزش جلوگیرى شود لطمة جبران‏ناپذیرى به سلامت و رشد او خواهد زد.

«می‌بینیم نوزاد شیرخوار ناتوان، نه آن پنجه و بازوى توانا را دارد که از وسایل مختلف ورزشى استفاده کند و نه پاهاى نیرومندى دارد که بتواند پیاده‌روى نماید، در حالى که احتیاج فورى و نیاز مبرم به یک ورزش کامل هم دارد. آفریننده کودک که او را از مراحل خطرناک عالم رحم به سلامت عبور داده و در کمال تندرستى به این جهان فرستاده، این نیازمندى را از طریق ساده‏اى تأمین کرده است و گریه را- که یک ورزش کامل براى کودک است- در اختیار او قرار داده است، به طوری که هنگام گریة کودک، مشاهده می‌کنیم که هنگام گریه تمام دستگاه‏هاى بدن کودک به شدّت فعّالیّت مى‏کند، رنگ صورت بر اثر جریان سریع خون قلب به طور کامل سرخ مى‏شود، دستگاه تنفّس به سرعت کار مى‏کند، فشار سختى روى اعصاب، روده‏ها، حنجره، پلک‏هاى چشم و فک‏ها وارد مى‏شود و دست و پا هم به حرکت درمى‏آید، لذا می‌توان این گریه را یک ورزش کامل و تمام عیار براى نوزاد دانست» (مکارم شیرازی، 1386: 246).

در گذشته مردم برای تأمین معاش خود به قدر کافی فعالیت جسمانی و حرکات عضلانی داشتند و اعمال تطابقی بدنشان خود به خود صورت می‌گرفت، مثلاً در مسافرت برای رسیدن به مقصد، ناگزیر از پیاده‌روی و قدم‌زنی بودند و کارها به وسیلۀ دست و با نیروی انسانی انجام می‌شد. با این وجود در آن دوران برخی از ورزشها مانند شنا، تیراندازی، اسب‌دوانی و... در جامعه رایج بود و معصومین : مردم را در انجام آنها نه تنها مورد تأیید، بلکه مورد تشویق قرار می‌دادند.

ورزش در دنیای صنعت و ماشین به عنوان یک پدیدة جهانی مطرح است و توجه جهانیان را به خود معطوف داشته و به اشکال مختلف اجرا می‌شود. بنابراین از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و برای تمام سنین یک امر ضروری و لازم می‌نماید و باید بیش از پیش بر آن اهتمام ورزید. در چنین جامعه‌ای ورزش طبعاً ابعاد و مسائل مختلفی را به دنبال خواهد داشت.

آنچه برای دینداران مهم است، آگاه شدن از نظر اسلام نسبت به این پدیده است، زیرا اسلام دربردارندة برنامة تأمین تمام شئونات زندگی دنیا و آخرت بشر است. برای دست یافتن و آگاهی از نظر اسلام دربارة ورزش، باید به منابع دینی مانند قرآن، احادیث، سیرة انبیاء و امامان معصوم: مراجعه کرد. در این نوشتار با بررسی منابع دینی نظر اسلام دربارة ورزش، در سه بخش ورزش در قرآن، ورزش از دیدگاه معصومین:  و ورزش از دیدگاه مراجع تقلید و علمای دین، مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه آثار و فواید ورزش در سطوح مختلف فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی تحلیل شده است.

2-1-ورزش در قرآن  

اصل توانمندی، داشتن بدن مستعد، آماده و سالم، یکی از اصول مورد علاقة اسلام است.رسول گرامی اسلام فرمود: «المُؤمنُ القَوىّ خَیرٌ وَ أَحَبَّ إلَى اللّهِ مِنَ المُؤمِنِ الضَّعیفِ: مؤمنی که قوی و نیرومند باشد از مؤمن ضعیف، بهتر و دوست‌داشتنی‌تر است» (خرمشاهی، 1376: 640). همچنین رعایت بهداشت، روحیه‌ای پرنشاط و شاداب، نظم و انضباط در زندگی و تقویت روح و روان آدمی از امور مورد علاقة اسلام است و از طرفی حفظ سلامت و تعمیم بهداشت، رشد قوای جسمی و فکری، آمادگی دفاعی، شادابی، نشاط و رسیدن به قله‌های موفقیت را نمی‌توان از ورزش و تربیت بدنی جدا کرد. بنابراین می‌توان ادعا کرد که آثار طبیعی ورزش از اهداف عالی اسلام به شمار می‌آید.

اما از آنجا که قرآن، کتاب آسمانى اسلام، بزرگ‌ترین سرمشق و راهگشاى زندگى انسانها در همة شئون و امور، تا روز قیامت است، در مرحلة اول باید سراغ این کتاب زندگی و حیات‌بخش الهی رفت و از آموزه‌های تعالی‌بخش این کتاب آسمانی در مسیر رشد و شکوفایی بهره جست. در این کتاب بزرگ و بى‌نقص، آیاتى وجود دارد که به گونه‌اى بر اهمیت ورزش و نیرومندسازى جسم در کنار تقویت روح و بعد علمى دلالت دارد. در این بخش برخی از این آیات را از نظر می‌گذرانیم.

2-1-1-ورزش و تقریر معصوم

یکی از دلایلی که می‌توان بر جواز پدیدة ورزش اقامه کرد، دلیل «تقریر معصوم» است؛ یعنی کاری که در منظر و محضر او انجام گیرد و او با آگاهی و فراهم بودن شرایط برای هشدار، سکوت کند و نهی نکند (مظفر، 1378، ج2: 76). مثل سکوتی که حضرت یعقوب 7 در برابر فرزندانش در ماجرای حضرت یوسف و برادرانش داشت. وقتی برادران یوسف به حضرت یعقوب 7 اصرار کردند که حضرت یوسف را با آنها به صحرا و هوای آزاد بفرستد: «أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً یَرْتَعْ وَ یَلْعَبْ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ: او (یوسف) را فردا با ما (به خارج شهر) بفرست تا غذاى کافى بخورد و بازى و تفریح کند و ما حافظ او هستیم» (یوسف/ 12)، در حقیقت برادران یوسف به بهانة بازی کردن یوسف را از پدرش که خود یک پیامبر الهی و دارای بینش کافی است، جدا می‌کنند و آن حضرت به اینکه بازی برای کودک لازم است اعتراض نمی‌کند و آن را امر جایز و روا می‌داند و اگر این موضوع دچار اشکال و امر غیر جایز بود، پیامبر خدا نه تنها تأیید نمی‌کرد بلکه نهی از آن لازم بود.

آیت الله مکارم شیرازی در این مورد می‌فرماید: «جالب اینکه یعقوب پیامبر در برابر استدلال فرزندان نسبت به نیاز یوسف به گردش و تفریح هیچ پاسخى نداد، و عملاً آن را پذیرفت، این خود دلیل بر این است که هیچ عقل سالم نمى‏تواند این نیاز فطرى و طبیعى را انکار کند. انسان مانند یک ماشین آهنى نیست که هرچه بخواهند از آن کار بکشند، بلکه روح و روانى دارد که همچون جسمش خسته مى‏شود، همان‌گونه که جسم نیاز به استراحت و خواب دارد روح و روانش نیاز به سرگرمى و تفریح سالم دارد. تجربه نیز نشان داده که اگر انسان به کار یکنواخت ادامه دهد، بازده و راندمان کار او بر اثر کمبود نشاط تدریجا پائین مى‏آید، و اما به عکس، پس از چند ساعت تفریح و سرگرمى سالم، آنچنان نشاط کار در او ایجاد مى‏شود که کمیت و کیفیت کار، هر دو فزونى پیدا مى‏کند و به همین دلیل ساعاتى که صرف تفریح و سرگرمى مى‏شود کمک به ساعت کار است (مکارم شیرازی، 1374، ج9: 335).

علاوه بر این، از این آیه استفاده می‌شود که ورزش و مسابقه یک امر جایز و بدون اشکال است، زیرا وقتی برادران، بدون یوسف با چشمان اشکبار نزد پدر برگشتند، نقشة ماهرانة پیامبرپسند طراحی کردند و گفتند: «یا أَبانا إِنَّا ذَهَبْنا نَسْتَبِقُ وَ تَرَکْنا یُوسُفَ عِنْدَ مَتاعِنا فَأَکَلَهُ الذِّئْبُ» (قصص/ 16): پدرجان ما رفتیم و مشغول مسابقه (سوارى، تیراندازى و مانند آن) شدیم و یوسف را که کوچک بود و توانایى مسابقه را با ما نداشت، نزد اثاث خود گذاشتیم، ما آن چنان سرگرم این کار شدیم که همه چیز حتى برادرمان را فراموش کردیم و در این هنگام گرگ بى‏رحم از راه رسید و او را درید (مکارم شیرازی، 1374، ج9: 344).

وقتی فرزندان یعقوب بدون یوسف برگشتند، می‌خواستند یک عذر موجه طراحی کنند، پس گفتند ما مشغول مسابقه بودیم که این قضیه اتفاق افتاد و حضرت یعقوب که پیامبر خدا و معصوم است این کارشان را تقریر کرد و نگفت چرا به تفریح و مسابقه و ورزش پرداختید. در صورتی که اگر بازی و سرگرمی و یا مسابقه دادن اشکال داشت، هرگز فرزندان آن حضرت آن را اظهار نمی‌کردند و یقیناً آن حضرت آنها را از این کارها منع می‌نمود. 

شایان ذکر است که سرگرمى و تفریح، «سالم» و «مثبت» باشد وگرنه ورزش و تفریحات «منفی» و «ناسالم» نه تنها مشکلى را حل نمى‏کند، بلکه می‌تواند مشکل آفرین باشد. چه بسیار تفریحات ناسالمى که روح و اعصاب انسان را به هم می‌ریزد و قدرت کار و فعالیت را تا مدتى از او مى‏گیرد یا لااقل بازده کار او را به حداقل مى‏رساند. باید توجه داشت که اگر ورزش به صورت ابزاری در دست دشمنان دین و بیگانگان قرار گیرد، باز هم فاقد ارزش و بی‌اعتبار خواهد بود. همان‌گونه که برادران یوسف از علاقة انسان مخصوصاً نوجوان به گردش و تفریح براى رسیدن به هدفشان سوء استفاده کردند، در دنیاى امروز  نیز دشمنان حق و عدالت از مسألة ورزش و تفریح براى مسموم ساختن افکار نسل جوان سوء استفادة فراوان مى‏کند. باید به هوش بود که ابرقدرتها در لباس ورزش و تفریح، نقشه‏هاى شوم خود را میان جوانان به نام ورزش و مسابقات منطقه‏اى یا جهانى پیاده نکنند (مکارم شیرازی، 1374، ج9: 344).

 

با توجه به فراهم بودن زمینة بیان، با تقریر معصوم و عدم نهی از جانب او نسبت به مسابقه و ورزش، می‌توان به جواز این موضوع دست یافت، زیرا اگر مسابقه و فعالیت‌های ورزشی ذاتاً یک امر نامشروع و غیر معقول بود، قطعاً مورد تأیید و تقریر معصوم قرار نمی‌گرفت.  

2-1-2-قرآن و نیرومندی جسمی

قرآن، کتاب راهنمای زندگی بشر است و به عنوان منشور الهی برای سعادت انسانها نازل شده است. برای هرکاری باید سراغ این برنامة آسمانی رفت و از دستورات حیات‌بخش آن پیروی کرد. در این کتاب مقدس آیاتی هست که در آن از مردان نیرومند و قوی یاد شده و قرآن نیرومندی و قدرت بدنی آنان را به عنوان یک امتیاز، قابل ستایش دانسته است. در اینجا به برخی از این آیات اشاره می‌شود. 

2-1-2-1-نیرومندی طالوت

وقتی مردم از پیامبرشان حضرت «اشموئیل» خواستند تا فرمانده و پادشاهی برایشان برگزیند تا تحت امر او در برابر دشمن مقاومت و پیکار کنند، پیامبر ایشان جناب طالوت را معرفی کرد. فریاد اعتراض بلند شد که او ملاک فرماندهی و پادشاهی را از دو جهت ندارد، یکی اینکه او از لحاظ وراثت به دودمان سلطنت منتهی نمی‌شود و دیگر اینکه او ثروتمند نیست. قرآن از زبان اشموئیل دو ویژگی را برای طالوت بیان فرموده است: «قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَیْکُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ: خداوند برای شما او را برگزیده و دانش و (قدرت) جسم او را وسعت بخشیده است» (بقره/ 247). در این آیة شریفه دو جمله مطرح شده که حایز اهمیت است: یکی برگزیده شدن از جانب خداوند و دیگری بهره‌مندی از دانش و جسم نیرومند.

علامه طباطبایی پیرامون این اعتراضها و جواب آنها می‌فرماید: این دو جمله پاسخ اعتراض‌های ایشان است. اعتراض اول که گفتند ما از نظر شرافت خانوادگی بر فرمانروایی سزاوارتریم، جوابش این است که این مزیت از جانب خدا به خانوادة مزبور داده شده است و هر کس را خداوند برتری دهد، همان برتر خواهد بود. یعنی ملاک برتری، برگزیدن اوست. اما اعتراض دیگر که راجع به فقر طالوت کرده بودند، در پاسخ می‌توان گفت که غرض از فرمانروایی و تسلط یافتن بر اجتماع این است که اراده‌های پراکندة مردم منسجم و متحد گردند و تحت یک زمام درآیند و در اثر آن هر فرد به کمال لایق خود برسد و موانع پیشرفت برداشته شود. برای این امر دو چیز لازم است: یکی علم و آگاهی به تمام مصالح و مفاسد زندگی و دیگری نیروی جسمانی برای نظریات اصلاحی، و طالوت از این دو صفت برخوردار بود (طباطبایی، 1374، ج2: 434).

 از اینجا اهمیت قدرت بدنی به خوبی روشن می‌شود، زیرا خدای متعال به عنوان یک صفت پسندیده از آن یاد می‌کند، آن را در کنار علم قرار داده است، به عنوان یک مزیت و فضیلت از آن نام می‌برد و در مقابل اعتراض‌های بیجا و نامعقول آن را برجسته می‌کند.

2-1-2-2-نیرومندی حضرت موسی

هرچند تمام پیامبران الهی و فرستادگان او صفات عالی و کمالات برجسته داشته‌اند، اما بر اساس متون دینی، حضرت موسی7 که یکی از آن پیامبران بزرگ الهی و صاحب شریعت است، از نظر نیروی جسمی قوی و توانا بوده است و این نیرومندی او از دو جای قرآن کریم استفاده می‌شود؛ یکی آنجا که می‌فرماید: «وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى‏ آتَیْناهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ: هنگامى که نیرومند و کامل شد حکمت و دانش به او دادیم، و این‌گونه نیکوکاران را جزا مى‏دهیم» (قصص/ 14).

در آیه واژة «اشد» به‌کار رفته است و اشد از مادة شدت به معنى نیرومند شدن است، و «استوى» از مادة «استواء» به معنى کمال خلقت و اعتدال آن است. در اینکه میان این دو واژه چه تفاوتی است، مفسرین نظرهای مختلفی دارند؛ بعضى گفته‏اند «بلوغ اشد» آن است که انسان از نظر قواى جسمانى به سرحد کمال برسد که غالباً در سن 18 سالگى است و«استواء» همان اعتدال و استقرار در امر حیات و زندگى است که غالباً بعد از کمال نیروى جسمانى حاصل مى‏شود، اما برخی دیگر «بلوغ اشد» را به معنى کمال جسمى، و «استواء» را به معنى کمال عقلى و فکرى دانسته‏اند. در حدیثى از امام صادق 7  که در کتاب «معانى الأخبار» نقل شده است، مى‏خوانیم: «اشد» 18 سالگى است، و «استواء» زمانى است که محاسن بیرون آید. در میان این تعبیرات تفاوت زیادى نیست و از مجموعة آن با توجه به معنى لغوى این دو واژه تکامل نیروهاى جسمى و فکرى و روحى استفاده مى‏شود (مکارم شیرازی، 1374، ج16: 39).

جای دیگر که بر نیرومندی حضرت موسی 7 دلالت دارد، وقتی است موسی مشتی بر سینة دشمن می‌زند و او در اثر این ضربت می‌میرد.  قرآن می‌فرماید: « فَوَکَزَهُ مُوسى‏ فَقَضى‏ عَلَیْهِ: موسى مشت محکمى بر سینة او زد و کار او را ساخت (و بر زمین افتاد و مرد)» (قصص/ 15). وقتی کسی با یک مشت بر سینة فردی او را از پای درآورد، معلوم است که از نیروی جسمی بسیار برخوردار است، بنابراین از این دو آیه نیرومندی حضرت موسی 7 به نظر می‌رسد. از طرفی تمام پیامبران الهی صفات پسندیده و خوبی دارند و وقتی خدای متعال آن صفات را در قرآن مجید برجسته می‌سازد، از اهمیت خاصی برخوردار می‌شود.

ضمناً تمام انبیاء و امامان معصوم : که بندگان برگزیدۀ خدا و انسانهای نمونه و الگو برای بشریت هستند؛ باید از سلامت جسم و جان برخوردار باشند. این اسوه‌های زندگی و بندگی، انسانهای فعال و پرتلاش و عاری از کسالت و دور از تنبلی بوده‌اند. آقای دکتر سیّدمحمد‌باقر حجتی در این خصوص چنین می‌نگارد: «سلامتی تن و بدن یکی از شرایط قابلیت شخص برای تصدی مقام نبوت و امامت و جانشینی پیامبر اکرم 6به‌شمار می‌آید که باید پیامبر و یا امامی که دارای منصب الهی هستند، از نظر جسم و بدن کامل‌ترین و معتدل‌ترین مردم عصر خود باشند، چنانچه باید باهوش‌ترین و زیباترین آنها باشند» (حجتی، ۱۳۷۴: 141).

بنابراین توانایی جسمی و نیرومند بودن، در ذات خود یک صفت خوب و ستودنی است که خدای متعال آن را به عنوان یک ارزش در قرآن ذکر نموده و برخی بندگان خوبش را با آن ستوده است. در نتیجه، ورزش و فعالیت‌های جسمی که عامل این نیرو و قدرت است نیز، خوب و پسندیده خواهد بود.

2-2-ورزش از دیدگاه معصومین

بر اساس شواهد تاریخی و روایات، پدیدة ورزش و تفریحات سالم که هدفدار، سازنده، مفید و عقلایی باشد، نه تنها مورد تشویق رهبران دینی و بزرگان قرار گرفته، بلکه خود در برخی از آن برنامه‌ها شرکت و یا داوری می‌کردند. در روایتى از امام صادق7 مى‏خوانیم که فرمود: «هنگامى که پیامبر6 از تبوک برمى‏گشت، میان یاران خود مسابقة سوارى برقرار ساخت، اسامه که بر شتر معروف پیامبر6  به نام «غضباء» سوار بود، از همه پیشى گرفت. مردم به خاطر اینکه شتر از آن پیامبر 6 بود صدا زدند: رسول اللَّه پیشى گرفت، اما پیامبر6 صدا زد: اسامه پیشى گرفت و برنده شد (اشاره به اینکه سوارکار مهم است نه مرکب، و چه بسا مرکب راهوارى که به دست افراد ناشى بیفتد و کارى از آن ساخته نیست) (مکارم شیرازی، 1374، ج9: 336).

احادیثی که در این باب وارد شده فراوان است که برخی از آنها را در ذیل آورده‌ایم:

1)حضرت پیامبر اکرم6 می‌فرماید: «طوُبى لِمَن اَسلَمَ  وَ کانَ عِیشُهُ کَفافاً وَ قُواهُ شِدادا: خوشبخت کسى که آئین اسلام را پذیرفته و به‌قدر معاش خود درآمد دارد و قواى بدنش نیرومند است» (فلسفی، 1368، ج3: 271). رسول خدا6  نیرومندی قوای بدن را در کنار امر مهم و حیاتی اسلام آوردن و تسلیم شدن در مقابل دستورات عالیۀ اسلام قرار داده و آن را یکی از پایه‌های سعادت و خوشبختی قرار دانسته است که چنین تعبیری از جایگاه مهم تقویت و نیرومندی جسم در دین اسلام حکایت دارد.

2)امام علی7 در تفسیر آیة شریفۀ: «وَ لا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیا» فرمودند: «لَا تَنْسَ صِحَّتَکَ وَ قُوَّتَکَ وَ فَرَاغَکَ وَ شَبَابَکَ وَ نَشَاطَکَ‏: تندرستى و توانایى، آسایش خاطر و جوانى و نشاط خویش را فراموش مکن و با اینها آخرت را به دست آور» (شیخ صدوق، 1400: 229). حضرت در اینجا در تفسیر سخن خدا به اموری توصیه فرمودند که هرکدام با ورزش به‌دست می‌آید زیرا سلامتی، توانایی، آسایش خاطر و نشاط و شادابی حتی جوان ماندن از آثار ورزش است.

3)حضرت در جای دیگر می‌فرماید: «الصِّحَّةُ أَفْضَلُ النِّعَمِ: سلامت بدن بهترین نعمتهاى خداوند است» (تمیمی آمدی، 1366، ج3 : 263). حضرت امیرالمؤمنین7 صحت و سلامتی بدن را از بهترین نعمتهای الهی می‌شمارد و روشن است که بر این اساس هر چیز که به سلامت بدن انسان کمک می‌کند نیز، ارزشمند خواهد بود و نقش ورزش در صحت و سلامتی بدن انسان امر مسلّم و غیر قابل انکار است.

4)امام حسین7 می‌فرماید: «فَبَادِرُوا بِصِحَّةِ الْأَجْسَامِ فِی مُدَّةِ الْأَعْمَارِ: در تمام مدت عمر برای سلامتی و حفظ و تندرستی بدنهای خود کوشا باشید» (حرانی، 1404: 239).

اهمیت ورزش و تلاش برای سلامتی، از این بیان حضرت به‌خوبی به‌دست می‌آید. حضرت سیدالشهدا تلاش برای سلامتی و حفظ تندرستی را به‌صورت مقطعی و یا برای گروهی خاص مثلاً جوانان ندانسته، بلکه یک امر همگانی و دائمی به دارازای عمر و زندگی انسان می‌داند، به‌طوری که همه در هر فصل از زندگی باید برای این امر حیاتی بکوشند.

5)یکی از چیزهایی که امام سجاد7 در دعای ابوحمزة ثمالی از خداوند خواسته است، صحت جسمی و نیروی بدنی است: «اللّهُمَّ اَعطِنی اَلسَعَۀَ فیِ الِرِزقِ...وَ الصِحَّۀَ فیِ الجِسمِ وَ القُوَّۀَ فیِ البَدَنِ: خدایا به من وسعت در روزی[...] و صحت در جسم وقوّت ونیر و دربدن عطاکن» (مفاتیح الجنان/ صفحة 369). پرواضح و روشن است که امام معصوم از خداوند متعال چیز بی‌ارزش یا کم‌ارزش نمی‌خواهد. پس ورزش که در صحت و سلامتی جسم و قوت و نیروی بدنی انسان نقش مؤثر و حیاتی دارد، یک امر ارزشمند خواهد بود.

6)همچنین حضرت امیرالمومنین7 در دعای کمیل از خدای خویش می‌خواهد: «یا رَبِّ قَوِّ عَلی خِدمَتِکَ جَوارِحِی وَ َاشدُد عَلَی العَزیمَةِ جَوانِحِی: ای پروردگارم اعضا و جوارحم را در راه خدمتت قوی و نیرومند گردان و کمرم را در راه اطاعت و واجبات خود محکم ببند» (همان/ صفحة 126).

برخی از روایات نیز به نوعی از ورزش پرداخته و روی رشته‌های ورزشی خاصی تأکید و تشویق می‌نماید که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

2-2-1-دو و میدانی و پیاده‌روی

یکی از ورزشهای عمومی و همگانی دو و میدانی و پیاده‌روی است که بر اساس تحقیقات پزشکی سالم‌ترین و مفیدترین نوع ورزش به حساب می‌آید. شهید دکتر پاک‌نژاد دربارۀ اهمیت پیاده‌روی از نظر اسلام چنین می‌نگارد: «اسلام پیاده‌روی را در ردیف غذا خوردن شمرده است، خوردن را برای زنده ماندن ضروری می‌داند و فرهنگ بدنی (ورزش) را نیز لازمۀ زندگی دانسته است. عالی‌ترین ورزش اسلامی که می‌توان از آن نام برد، پیاده‌روی است تا جایی که سعی بین صفا و مروه و طواف خانة خدا خود نمادین و تمثیلی از پیاده به سوی حق  رفتن است. صرف نظر از پیاده‌روی که به نظر قرآن نمی‌توان آن را ورزش نامید بلکه از ضروریات زندگی باید محسوب گردد» (هاشمی نوربخش، 1384: 34).

رسول گرامی اسلام در این زمینه می‌فرماید: «کُلُّ شیءٍ لَیسَ مِن ذِکرِاللهِ لَهوٌ وَ لَعِبٌ إلّا أن یَکونَ أربَعَۀً: مُلاعِبَۀُ الرَجُلِ إمرأتَهُ وَ تَأدیبُ الّرَجُلِ فَرَسَهُ وَ مَشیُ الرَّجُلِ بَینَ الغَرَضَینِ وَ تَعلیمُ الّرَجُلِ السَّباحَۀ: هر چیزی که در آن یاد خدا نباشد، برای انسان پوچ و بازیچه است، مگر در یکی از این چهار چیز: بازی مرد با همسرش، تربیت اسب، پیمودن فاصله بین مبدأ و مقصد (پیاده‌روی و دو و میدانی) و فراگیری شنا» (متقی هندی، بی‌تا، ج15: 211).

2-2-2-کشتی

کُشتی نیز یکی از ورزشهای اسلامی است که سابقة طولانی و تاریخی دارد. برخی گفته‌اند این رشتۀ ورزشی یادگار انبیاء و یکی از هنرهای حضرت آدم بوده است. حضرت ابوطالب، پدر بزرگوار حضرت علی7 پسران خود و برادرزاده‌هایش را جمع نموده و آنها را به کشتی گرفتن با یکدیگر تشویق می‌کرد و حضرت علی7 که در آن زمان کودکی بیش نبود در این مسابقه شرکت کرده و پیروز میدان می‌شد و هر بار پدرش می‌گفت: «ظَهَرَ علیٌ»، یعنی: «علی پیروز شد» و از این جهت آن حضرت را «ظهیر» یعنی «همیشه پیروز» نامید. و همچنین دو سید جوانان اهل بهشت، یعنی امام حسن و امام حسین3 در حضور جد بزرگوارشان کشتی می‌گرفتند و رسول گرامی اسلام آنها را تشویق می‌فرمود (صبوری، 1371: 175).

2-2-3-نیزه‌زنی

یکی از فنون رزمی سابق و از رشته‌های ورزشی زمان حاضر «نیزه‌زنی» است. شیرمردان سپاه اسلام و رزم‌جویان جان برکف میدان نبرد، این فن را آموزش می‌دیدند و بلد بودند، شیر بیشة شجاعت و یکه‌تاز میدان نبرد حضرت علی7 و فرزندان برومندش متخصص این فن بودند. در روز عاشورا هنگامی که حضرت ابوالفضل7 به دستور برادرش، امام حسین7 ، راهی شریعة فرات شد، نیزه‌ای در دست گرفت و در حالی که چهار هزار نفر جنگجو اطراف فرات را محاصره کرده بودند، خود را به قلب لشکر زد و آنها را متفرق ساخت و هشتاد نفر را به خاک هلاک افکند و خود را به آب فرات رسانید (قمی، 1386، ج1: 584).

حضرت علی7 فنون نیزه‌زنی را به سربازان خویش نیز آموزش می‌داد. در نهج البلاغه آمده است: «وَ التَوُوا فی اَطرافِ الرِّماحِ فَاِنَّهُ أَموَرُ لِلأسِنَّۀِ: در برابر نیزه‌های دشمن، پیچ و خم به خود دهید که نیزه‌ها را می‌لغزاند و کمتر به هدف اصابت می‌کند» (نهج البلاغه/ خطبة 124).

2-2-4-شنا

بر اساس روایات، «شنا» نیز از ورزشهای مطلوب و دوست‌داشتنی در دین اسلام است و بر یادگیری این رشته تأکید فراوان شده است. در روایت آمده است که پیامبر اسلام6 فرمود: «عَلِّمُوا أولادَکُم السَّباحَةَ و الرِّمایِة: شنا و تیراندازی را به فرزندان خود بیاموزید» (آشتیانی، 1362، ج2: 117).

2-2-5-اسب‌سواری و تیراندازی

اسب‌سواری و تیراندازی از ورزشهای مطرح و مورد علاقة مسلمانان است. به‌طوری که فقها و مراجع دینی در کتابهای عملیه بابی را تحت عنوان «سبق و رمایه» مطرح نموده و به مسائل پیرامون آن پرداخته‌اند و حتی  شرط‌بندی و مسابقه دادن در این نوع ورزش را جایز شمرده‌اند[1].

 در روایات معصومین:نیز تشویق و تأکید فراوانی نسبت به فراگیری این دو نوع ورزش به چشم می‌خورد. رسول خدا6  می‌فرماید: «أَحَبُّ اللَّهوِ إلى اللَّهِ تَعالى إجراءُ الخَیلِ وَ الرَّمیِ: بهترین بازى‏ها در پیش خداوند متعال مسابقۀ اسب‌دوانى و تیراندازى است» (متقی هندی، بی‌تا، ج۴: ۳۴۴).

و انواع ورزشهای دیگر که به علت اختصار و عدم گنجایش این نوشتار از آن خودداری می‌شود. با توجه به مطالب فوق، روشن می‌شود که هیچ مکتب و آئینی در جهان وجود ندارد که به اندازة اسلام، به صحت، سلامتی و شادابی انسانها اهمیت داده باشد.

2-3-توصیه و دیدگاه مراجع و علمای دین پیرامون ورزش 

2-3-1-امام خمینی;

حضرت امام خمینی بارها در صحبتها و سفارشاتشان به این امر ابراز علاقه نموده و به آن تأکید فرمودند و خودشان نیز همواره در برنامة زندگی آن را پیاده می‌کردند. ایشان در دیدار با گروهی از ورزشکاران فرمودند: «من ورزشکار نیستم ولی ورزشکاران را دوست دارم». این دوست داشتن از طرف یک رهبر بزرگ و کم‌نظیر دینی، به میل شخصی مربوط نبوده، بلکه حاکی از نظر اسلام در مورد ورزش و ورزشکار بوده و تأییدی است بر پسندیده بودن ورزش از نظر اسلام. ولی اینکه فرمودند: «من ورزشکار نیستم» بدین معناست که ورزشکار حرفه‌ای و رسمی نیستم، زیرا همه می‌دانند ایشان تا سن 88 سالگی همه‌روزه مقادیر زیادی پیاده‌روی می‌کرد و این سیره را تا روز قبل از انتقال به بیمارستان و واقع شدن تحت عمل جراحی (که به رحلت ایشان منجر شد) ادامه دادند.

در جای دیگر حضرت امام پیرامون ورزش و توصیة نکات اخلاقی به ورزشکاران فرمودند:

«عقل سالم در بدن سالم است. ورزش همان‌طور که بدن را تربیت و سالم می‌کند عقل را هم سالم می‌کند و اگر عقل سالم باشد، تهذیب نفس هم به دنبال او باید باشد. شما ورزشکاران همان‌طور که ورزش می‌کنید و اعصاب خودتان را قوی می‌کنید و انشاءالله برای آیندة مملکت مفید خواهد بود، لازم است که همة ابعاد روحی خودتان را تحت تربیت ورزشی قرار دهید.

«امام علی7که در هرجا می‌رویم اسم او هست، پیش فقها می‌رویم: فقه علی، پیش زاهد می‌رویم: زهد علی، پیش صوفی‌ها وقتی می‌رویم آنها هم می‌گویند: تصوّف علی، پیش «ورزشکاران» هم که می‌رویم آنها هم می‌گویند علی و با اسم علی شروع می‌کنند. علی7 همه چیز است، یعنی در همة ابعاد انسانیت درجة یک است و لهذا هر طایفه‌ای خود را به او نزدیک می‌کند. ورزشکاران همانطور که قدرت بدنی برای خودتان تحصیل می‌کنید (و ماشاء الله با بازوهای سِتبر اینجا الان نشسته‌اید و من هم خیلی خوشم می‌آید) همان‌طور به علی7 اقتدا کنید» (خمینی، 1385، ج7: 261).

ایشان در سخنرانی دیگری که در جمع ورزشکاران داشتند فرمودند: «من وقتی شما جوانها را می‌بینم ماشاء‌الله جوانهای برومند و پهلوان خیلی خوشم می‌آید و افتخار می‌کنم به اینکه این جوانها علاوه بر برومندی بدنی، توجه به اسلام و دیانت دارند و همان‌طور که ورزش کردند برای تقویت بدن، انشاء‌الله، ورزش برای تقویت روح هم کرده‌اند و می‌کنند وقتی این دوتا با هم باشند (قوة جسمانی و قوة روحانی) این  خیلی ارزش پیدا می‌کند. قوۀ جسمانی برای خدمت و قوۀ روحانی برای هدایت، با قوۀ روحانی انسان هدایت کند خودش را و با قوۀ جسمانی خدمت کند، این دو تا قوه که با هم مجتمع شد یک انسان -به تمام معنا- می‌شود» (همان: 541).

2-3-2-مقام معظم رهبری

«.... من ورزش را برای عموم لازم می‌دانم. من ورزش را برای جوانان لازم می‌دانم، برای غیر جوانان (میان‌سالان و پیرمردان و پیرزنان) هم واجب می‌دانم. اگر ورزش برای جوانان لازم است، برای ماها هم واجب است... بنابراین، من برای عموم مردم از زن و مرد، ورزش مناسب با خودشان را لازم می‌دانم...» (هاشمی نوربخش، 1384: 230).

2-3-3-آیت‌الله العظمی سیستانی

«غرض از خلقت انسان شناخت و پرستش خداوند متعال است، همان‌طور که خداوند فرموده است: «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» (ذاریات/ 56). البته خداوند نیازی به عبادت و بندگی ما ندارد زیرا احتیاج و نیاز از صفات مخلوق است و خالق غنی بالذات و قادر مطلق است چنانچه امیرالمومنین فرمود: «خلق الخلق غنیاً عن طاعتهم و آمناً من معصیتهم لأنه لاتنفعه طاعۀ من أطاعه و لا تضرّه معصیۀ من عصاه». لذا عبادت و شناخت به عنوان ایجاد رابطة محکم و استوار بین انسان و آفریدگار خود مورد اهمیت قرار گرفته، زیرا سعادت افراد بشر در دنیا و آخرت بستگی به این رابطه دارد و عبادت و پرستش این ارتباط را تضمین می‌کند و انسان را آماده می‌سازد که از دستورات و احکام الهی اطاعت و فرمانبرداری کند و هر اندازه که عقل و خرد و جسم و نیروی انسان سالم‌تر و قوی‌تر باشد شناخت و معرفت او نسبت به عظمت خالق و در نتیجه عبادت و فرمانبرداری او بیشتر و بهتر خواهد شد و چون به‌وسیلۀ ورزش سالم و مفید انسان می‌تواند هم عقل خود را سالم‌تر کند که گفته‌اند: «العقل السلیم فی البدن السلیم» و هم جسم و بدن خود را نیرومند کند، لذا اهمیت ورزش و اثر آن در ایجاد شناخت خدا و عبادت و بندگی به‌خوبی معلوم می‌شود. انسان ورزشکار به‌وسیلۀ عقل سالم و بدن نیرومند خود بهتر می‌تواند خداوند متعال را بشناسد و از لحاظ کمیت و کیفیت به مراتب بیش از یک انسان ضعیف می‌تواند عبادت و بندگی خدا را به‌جای آورد» (هاشمی نوربخش، 1384: 230).

2-3-4-آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی

«ورزش در عصر و زمان ما برای همگان مخصوصاً برای جوانان عزیز امر لازمی است و شایسته است روی آن وقت گذاشته شود و سرمایه‌گذاری گردد و همۀ افراد مقید باشند که در روز مقداری ورزش کنند که عقل سالم در بدن سالم است» (پایگاه اینترنتی آیت‌الله مکارم شیرازی).

 2-3-5-آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی

ایشان در پاسخ به پرسشی که در مورد ورزش وشرکت در کلاسهای ورزشی شده بود فرمودند:

«البته می‌دانید که در تعلیمات عالیة اسلام هیچ‌گونه مخالفتی با ورزش که ارتباط تنگاتنگی با سلامتی جسم انسان دارد وجود ندارد و در حد لازم مثل سایر برنامه‌های مورد نیاز جسم و روح باید انجام شود، نیاز به ورزش مثل نیاز به غذا و سایر نیازهای جسمی، در وجود هر انسان، بلکه هر جنبنده‌ای هست، باید به این نیاز توجه شود. راه‌پیمایی، کشتی و وزنه‌برداری و همه برای بدن مثل غذا لازم است و اگر به این کارها عنوان بازی می‌دهند به معنای کلمة بازی نیستند. ورزش کار مفید، معقول، مشروع و لازم و در بعضی موارد واجب است. اما برآوردن تمام این نیازهای جسمی باید به مقدار رفع نیاز و در حد اعتدال و میانه‌روی باشند. عیناً مثل صرف غذاست که هم پرخوری و رعایت نکردن بهداشت غذا موجب فساد جسم و خروج از صحت می‌شود و هم امساک مطلق از خوردن غذا به بدن آسیب کلی می‌رساند. دین اسلام دین عدل و وسط و مراعات اعتدال در همة امور است که در اینجا اگر بخواهیم شواهدی از قرآن مجید بیان کنیم، کلام طولانی می‌شود مثل دستور: «کُلوا وَ اشربوا و لا تُسرفوا» در همة برنامه‌ها و اعمال غرایز اجرا می‌شود و رفع هر نیازی باید در حد اعتدال و در صورتی باشد که با رفع سایر نیازها هماهنگ باشد و چنان نشود که افراط در یک مورد اگرچه به نظر خود آن موضوع مضر نباشد اما نسبت به موارد دیگر زیان بخش باشد و الا مثل کسی می‌شود که یک عضو نداشته باشد. و از سوی دیگر این را هم می دانیم که انسان همه‌اش جسم نیست و در پوست و گوشت و استخوان خلاصه نمی‌شود و تن آدمی شریف است به جان آدمیت» (صبوری، 1371: 234-235).  

با توجه به آیات و روایات و مطالبی که از علما و اندیشمندان دینی آورده شد و همچنین دستور عقل و خرد بشری بر حفظ سلامتی، جایگاه ورزش از منظر دین تا حدودی روشن شد. باید توجه داشت که ورزش همچون علم، ثروت، مقام، قدرت و... دوسویه است که هم می‌تواند باعث رشد و بالندگی و تقویت روحی و جسمی گردد و برای پیشرفت و تعالی انسانیت کمک کند و هم می‌شود باعث معصیت و گناه و آلودگی انسان شود که در این صورت جز اتلاف وقت، افساد روح، ضایع کردن عمر و وزر و وبال دیگران نخواهد بود. اگر نیم‌نگاهی به برخی  آثار و فوائد ورزش بیاندازیم، اهمیت و ضرورت آن در زندگی انسان روشن‌تر خواهد شد.

3-آثار و فواید ورزش

 ارزش و اعتبار هر امری را از غایت و هدف آن نیز می‌توان تعیین کرد و در واقع آثار و مصالح و مفاسد، می‌تواند معیاری برای ارزش و اهمیت یک موضوع قرار گیرد. در جهان امروز فوایدی که از طریق ورزش برای جسم و جان انسان ایجاد می‌شود، برای همگان ثابت شده است. اما از آنجا که اجتماع از فرد پدید می‌آید، نتایج و آثار فردی ورزش طبعاً برای جامعه نیز مؤثر خواهد بود. در این بخش از نوشتار حاضر به آثار و فواید فردی ورزش و سپس به آثار اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی، سیاسی و... آن خواهیم پرداخت.      

3-1-آثار فردی ورزش

3-1-1-ورزش و سلامت

اهمیت سلامتی جسمانی بر کسی پوشیده نیست و توجه به این مهم از حقوق بدن محسوب می‌شود. رسول گرامی اسلام می‌فرماید: «ِإِنَّ لِرَبِّکَ عَلَیْکَ حَقّاً وَ إِنَّ لِجَسَدِکَ عَلَیْکَ حَقّاً: پروردگارت بر تو حقی دارد، و بدنت بر تو حقی دارد، و خانواده‌ات (نیز) بر تو حقی دارد» (ابن ابی فراس، بی‌تا، ج1: 2). آنچه در اینجا قابل توجه است این است که رسول خدا تا بدان پایه برای جسم و بدن ارزش قائل است که حق بدن را در کنار حق پروردگار و در کنار حق خانواده و حتی قبل از آن بیان می‌دارد. البته اگر انسان از بدن سالم و نیرومند برخوردار باشد، حق پروردگار و خانوادة خویش را به شکل بهتر ادا خواهد کرد.

‏از طرفی نقش‌آفرینی ورزش در سلامت جسمی انسان از امور مسلّم و غیر قابل انکار است و کسانی که در زندگی، برنامه‌ای ورزشی داشته باشند، از سلامت بیشتر برخوردارند. علاوه بر آن بسیاری از بیماریها با ورزش درمان می‌پذیرد که از آن با عنوان «ورزش‌درمانی» یاد می‌شود.

یکی از مراجع عظام که نبوغ فکری، استعداد عجیب، جسم سالم و روحیه‌ای شاداب و پرنشاط دارد، یکی از عوامل سلامتی و شادابی را اهمیت به ورزش می‌داند. در کتاب «حیات پر برکت» در بیوگرافی حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی? به نقل از خود معظم له آمده است: «ما طبیبى داشتیم که طبیب خانوادگى ما بود، روزى به من گفت: بیست سال تجربة پزشکى خودم را مى‏خواهم در دو جمله براى شما خلاصه کنم و آن دو این است که رمز سلامت انسان در دو چیز است: کم خوردن و فعّالیّت جسمانى. من توصیة او را قبول کردم و هر سال که اقدام به آزمایش کلّى بدن مى‏کنم، بحمداللّه نتیجة آزمایشات به گونه‏اى است که گویا آزمایش بعدى سالم‏تر از قبلى است و این بار یکى از دکترها تشویق‌نامة مفصّلى برایم نوشت. از جمله نوشته است که به تشخیص من رمز سلامتى شما در سه چیز است: 1-رعایت حفظ الصحّه در کمّ و کیف غذا، 2- ورزش و 3- تسلّط بر اعصاب و پرهیز از عصبانیّت (البتّه آینده با خداست)» (قدسی، 1380: 208).

سپس ایشان در مورد ورزش و تحرّکات بدنى مى‏‌افزاید: «به مسألة حرکت جسمانى و پیاده‏روى سخت پایبندم، صبح‏ها حتماً باید با حرکات مخصوص بدنى، نرمش‏هایى انجام بدهم، پزشکان توصیة نرمش‏هاى خاصّى را کردند و من از وقتى که آنها را انجام مى‏دهم، بحمداللّه احساس کمردرد و پادرد نمى‏کنم» (همان).

و نیز در زمینة پیاده‏روى نیز سخنى دارند: «دربارة فواید پیاده‏روى مطالب بسیارى دیده‏ام و لذا مقیّدم همه روز در یک جاى خلوت و بى‏سر و صدا یا خارج از شهر یا جاهایى که مثل خارج شهر است بروم و پیاده‌روى کنم و این کار، جزء زندگى من شده که اگر انجام ندهم بیمار مى‏شوم و این کار، کمک زیادى به من مى‏کند به طورى که در حال حاضر که بیش از هفتاد سال دارم (آینده با خداست نمى‏دانم) هیچ‏گونه ناراحتى جسمانى در هیچ قسمت از بدن خودم احساس نمى‏کنم، گاهى فکر مى‏کنم مثل سن چهل سالگى کارهایم را ادامه و برنامه‌هایم را در قسمت مطالعه و نوشتن و امثال اینها ادامه مى‏دهم» (همان: 209).

از طرفی ما می‌بینیم در کشورهای صنعتی که ماشین روزبه‌روز جایگزین انسان می‌شود و از فعالیت‌های مداوم و روزمرة انسان می‌کاهد، میزان مرگ و میر انسان رو به افزایش است. بر اساس تحقیقات انجام شده %50 مرگ و میرها ناشی از بیماری‌های قلبی و عروقی و ناراحتی‌هایی در این زمینه است که با ورزش می‌توان احتمال این بیماری‌ها را کاهش داد.

به عقیدة محققان عدم فعالیت‌های جسمانی، یکی از عوامل شناخته شده در بروز ناراحتی‌های قلبی-عروقی است. آنها معتقدند که داشتن برنامه‌های منظم ورزشی و شرکت در برنامه‌هایی که باعث تحرک بیشتر می‌شود، لازمة زندگی در شهرهای بزرگ و صنعتی است؛ زیرا دستگاه بدن انسان به تحرک نیاز دارد و عدم فعالیت بدنی، باعث بروز اختلالاتی در بدن می‌شود که مهمترین آنها سکتة قلبی است (توحیدی اقدم، 1380: 97). دکتر علی‌محمد حاجی زینعلی می‌گوید: «شایع‌ترین مرگ و میرها در جهان ناشی از بیماری‌های قلبی است و شایع‌ترین شکل بیماری قلبی هم بیماری‌های عروق قلب (سکتة قلبی) است و با ورزش می‌توان مانع این خطر جدی شد» (حاجی زینعلی، 1377: 69).

3-1-2-نشاط و شادابی

نشاط و شادابی روحی با تندرستی و سلامتی جسمانی در ارتباط تنگاتنگ است و با ورزش می‌توان به هر دو دست یافت. ورزش، باعث هماهنگی و تقویت اعصاب و آرامش فکری می‌شود و از خستگی روحی می‌کاهد. ورزشکاران از شادابی و انرژی خوبی برخوردارند و کسانی که ورزش نمی‌کنند، به‌ویژه اگر کار بدنی نیز نداشته باشند- اغلب در خود احساس سستی، کسالت، بی‌حالی و بی‌حوصلگی دارند. در این زمینه روایات فراوانی نیز وارد شده است. امام صادق7در برشمردن لشکریان علم و جهل، نشاط و شادابی را از لشکریان علم و کسالت و تنبلی را که ضد نشاط است، از جنود جهل دانسته است. نیز می‌فرماید: «وَ النَّشاطُ وَ ضِدُّهُ الْکَسَلُ: نشاط (از لشکریان علم) و ضدّش کسالت (از لشکریان جهل) است» (مکارم شیرازی، 1377، ج1: 110). و در جای دیگر می‌فرماید: «عَدُوُّ العَمَلِ الکَسَلُ: تنبلی و کسالت دشمن کار و تلاش است» (آرام، 1380، ج5: 437).

این در حالی است که رهبران دینی ما، به‌شدّت ما را از تنبلی، کسالت و آنچه موجب آن است بر حذر داشته‌اند.

حضرت علی7 می‌فرماید آدم مؤمن بانشاط و پرانرژی است و از سستی و تنبلی دور است: «یا هَمّامُ، المُؤمِنُ... بَعیدٌ کَسَلُهُ، دائِمُ نَشاطُهُ: ای همّام، شخص با ایمان، از کسالت به دور و همیشه با نشاط است» (مجلسی، 1404ق، ج75: 26). امام محمدباقر(علیه السلام) تنبلی و بی‌حالی را مایة زیان دنیا و آخرت می‌داند و می‌فرماید: «الْکَسَلُ یَضُرُّ بِالدِّینِ وَ الدّنیا: تنبلى به دین و دنیا زیان مى‏رساند» (آرام، 1380، ج5: 464).

حضرت علی(علیه السلام) در جای دیگر می‌فرماید کسالت و تنبلی قرین عجز و ناتوانی و محصول آنها  فقر و نداری است: «اِنَّ الْأَشْیَاءَ لَمَّا ازْدَوَجَتْ ازْدَوَجَ الْکَسَلُ وَ الْعَجْزُ- فَنُتِجَ مِنْهُمَا الْفَقْرُ: چیزها چون با هم جفت شدند، تنبلى و ناتوانى نیز جفت شدند و از آنها فقر پدید آمد» (همان: 437).

ملا محسن فیض کاشانی نیز در کتاب «محجۀ البیضاء» یکی از وظایف والدین نسبت به فرزندان را در نظر گرفتن برنامة ورزشی برای او می‌داند: «و او را در ساعتى از روز به حرکت و راه رفتن و ورزش عادت دهند تا کسالت بر او غالب نشود» (عارف، 1372، ج5: 175).

 3-1-3-بهتر انجام دادن تکالیف الهی

از آنجا که هدف از خلقت و زندگی در عالم هستی، عبادت الهی و نزدیک شدن به خداوند متعال است، بنابراین هر امری که در این راه به ما کمک کند، قطعاً دارای ارزش و اهمیت است. چنانکه اشاره شد ورزش در سلامتی و شادابی انسان نقش مؤثر دارد و از این رهگذر به ترقی و تکامل معنوی ما نیز کمک می‌کند. با جسم سالم و روحیه‌ای شاداب انسان بهتر می‌تواند تکالیف دینی خود را انجام دهد. بزرگان دین و رهبران الهی ما از خدای خود برای عبادت و بندگی درخواست نیروی بدنی و قوت جسمانی داشتند، چنانکه حضرت علی7 می‌فرماید: «یا رَبِّ قَوِّ عَلی خِدمَتِکَ جَوارِحِی: ای پروردگارم اعضا و جوارحم را در راه خدمتت قوی و نیرومند گردان» (مفاتیح الجنان/ صفحة 126). و نیز امام سجاد7 از خدا صحت جسمی و نیروی بدنی می‌خواهد: «اللّهُمَّ اَعطِنی اَلسَعَۀَ فیِ الِرِزقِ... وَ الصِحَّۀَ فیِ الجِسمِ وَ القُوَّۀَ فیِ البَدَنِ: خدایا به من وسعت در روزی[...] و صحت در جسم و قوّت و نیرو در بدن عطا کن» (همان/ 369).

3-1-4-سلامتی عقل و اندیشه

معیار تمایز بین عالم انسانیت از غیر آن، عقل و خرد است. به عبارت دیگر، با قوۀ تعقل و تفکر است که انسان از حیوان، نبات و جماد جدا می‌شود. پس می‌توان گفت عقل و خرد شناسنامة انسانیت انسان است و به هر مقدار که این گوهر قیمتی ناقص و معیوب باشد، به همان مقدار از انسانیت انسان کاسته خواهد شد. از طرف دیگر سلامتی عقل با سلامتی بدن مرتبط است یعنی سلامتی جسم انسان در سلامتی عقل و تفکر او تأثیرگذار است. امام خمینی;در توصیه به ورزشکاران می‌فرماید: «عقل سالم در بدن سالم است. ورزش همانطوری‌که بدن را تربیت و سالم می‌کند، عقل را هم سالم می‌کند و اگر عقل سالم باشد، تهذیب نفس هم به دنبال او باید باشد. شما ورزشکاران همانطوری که ورزش می‌کنید و اعصاب خودتان را قوی می‌کنید و انشاءالله برای آیندة مملکت مفید خواهد بود، لازم است که همة ابعاد روحی خودتان را تحت تربیت ورزشی قرار بدهید» (خمینی، 1385: 261).

آیت‌الله مکارم شیرازی که خودشان برنامۀ ورزشی منظم دارند، ورزش را برای همگان، به‌ویژه برای جوانان، نه تنها امر شایسته، بلکه بایسته و یک برنامۀ ضروری می‌داند و می‌فرماید: «ورزش در عصر و زمان ما برای همگان مخصوصاً برای جوانان عزیز امر لازمی است و شایسته است روی آن وقت گذاشته شود و سرمایه‌گذاری گردد و همۀ افراد مقیّد باشند که در روز مقداری ورزش کنند که عقل سالم در بدن سالم است» (هاشمی نوربخش، 1384: 236).

ایشان طلاب را به  سه دستور مهم براى سلامتى، توصیه می‌کند: «سه موضوع را به همة طلّاب عزیز سفارش مى‏کنم: 1- ورزش، زیرا فعّالیّت جسمانى بسیار مهم است و باید آن را براى خودشان از واجبات بدانند؛ 2- اعتدال در غذا، زیرا توجه به کمیت و کیفیت غذا نیز ضروری به نظر می‌رسد، طلاب باید هم در کمیت غذا اعتدال را فراموش نکنند و هم استقبال از غذاهاى گیاهى را به عنوان بخش عمده‏اى از غذایشان مورد توجّه قرار دهند؛ 3- تفریح و استراحت، زیرا انسان برای تجدید قوا به استراحت و تفریح نیاز دارد. همان‌طور که در حدیث شریف دارد که انسان باید براى تجدید قوا، استراحت و تفریح هم داشته باشد و آن را به عنوان یک عبادت مقدّمة واجب مى‏توان دنبال کرد». ایشان در این رابطه می‌افزاید: «طبیبى در شیراز به من گفت: «شما اگر مى‏توانید کار زیادى در روز انجام بدهید من مانع نمى‏شوم، ولى در هفته یک روز را از تمام کارهاى فکرى خالى کنید و آن یک روز مطلقاً از کارهاى روزمرّه دور باشید و استراحت کنید. من سعى مى‏کنم به گفتة این طبیب عمل کنم» (قدسی، 1380: 211).

3-2-آثار اجتماعی و سیاسی ورزش

3-2-1-کاهش فساد و ناهنجاری‌ها

یکی از آثار خوب و سازندة ورزش در اجتماع، کاهش مفاسد و بی‌اخلاقی در جامعه است. ورزشکاران به جهت تمرکز فکری در برنامه‌های ورزشی، از پرداختن به مسائل غیر هنجاری، غیر اخلاقی و اجتماعی در امان هستند و به همین جهت می‌توان ورزش را یکی از مهمترین عوامل بازدارنده از مفاسد اجتماعی و اخلاقی دانست.

آیت‌الله مکارم شیرازی یکی از راه‌هایی که پیرامون «مشکلات جنسی جوانان» مطرح می‌کند، توجه و روی آوردن به ورزش است. وی می‌نگارد: «معروف است ورزشکاران نسبت به مسائل جنسى کم‏علاقه هستند، چون ورزش مقدار فراوانى از انرژى‏هاى بدنى و فکرى آنها را به خود اختصاص مى‏دهد و طبعاً از مسائل دیگر کم مى‏کند. به همین دلیل براى جلوگیرى از تحریکات زیاد جنسى، لازم است جوانان برنامه‏هاى وسیع و متنوع ورزشى انتخاب کنند» (مکارم شیرازی، 1383: 172). ایشان می‌افزاید: «به همان اندازه که تحرّک و ورزش‏هاى فردى و دسته‏‌جمعى براى آنها مفید است، انزوا و به گوشه‏اى خزیدن و در فکر فرو رفتن براى این قبیل افراد سم مهلک است که باید به هر قیمتى شده از آن دورى گزینند. این توصیه را فراموش نکنید و آثار معجزه‏آساى آن را ببینید، در روز آن‌قدر ورزش کنید که خسته شوید و شب‏هنگام به محض این که در بستر آرمیدید در خواب عمیقى فرو خواهید رفت و از شر بسیارى از خیالات و افکار واهی نجات خوهید یافت» (همان: 173).

3-2-2-صفا و شادابی در جامعه

همان‌طور که اشاره شد، یکی از آثار و نتایج سودبخش ورزش برای شخص، ایجاد روحیة شاداب و پرنشاط است. با توجه به این اصل که هر فرد جزئی از خانواده‌ و جامعه است، روشن می‌شود که ورزش به‌طور غیر مستقیم در ساختن یک جامعة پویا و شاداب نیز مؤثر است. بنابراین، از این زوایه نیز اهمیت ورزش در جامعه آشکار خواهد شد.

3-2-3-آمادگی در مقابل دشمن   

رسول گرامی اسلام6 فرمود: «المُؤمنُ القَوىّ خَیرٌ وَ أَحَبَّ إلَى اللّهِ مِنَ المُؤمِنِ الضَّعیفِ: مؤمنی که قوی و نیرومند باشد از مؤمن ضعیف، بهتر و دوست داشتنی‌تر است» (خرمشاهی، 1376: 640).‏ هرچند قوی و نیرومند بودن، در ذات خود، یک امر مطلوب و پسندیده است، آمادگی در مقابل دشمن و دفاع از دین و ناموس وطن بر هر مسلمان لازم و ضروری است و قرآن کریم نیز از مسلمانان می‌خواهد که برای مقابله و برابری با دشمنان اسلام، در پی کسب توانایی‌های لازم باشند: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة: هر مقدار که می‌توانید در برابر دشمنان توانایی کسب کنید» (انفال/ 60).

آیت‌الله مکارم شیرازی می‌فرماید: «اگر این دستور بزرگ اسلامى (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ) به عنوان یک شعار همگانى در همه‌جا تبلیغ شود و مسلمانان از کوچک و بزرگ، عالم و غیر عالم، نویسنده و گوینده، سرباز و افسر، کشاورز و بازرگان، در زندگى خود آن را به‌کار بندند، براى جبران عقب‏ماندگیشان کافى است. سیرة عملى پیامبر(ص) و پیشوایان بزرگ اسلام نیز نشان مى‏دهد که آنها براى مقابله با دشمن از هیچ فرصتى غفلت نمى‏کردند. در تهیة سلاح و نفرات، تقویت روحیة سربازان، انتخاب محل اردوگاه و انتخاب زمان مناسب براى حمله به دشمن و به‌کاربستن هرگونه تاکتیک جنگى، هیچ مطلب کوچک و بزرگى را از نظر دور نمى‏داشتند» (مکارم شیرازی، 1374، ج7: 223).

از لحاظ قانون ادبی نیز آمادگی نیروی جسمی و ورزیدگی بدنی در این آیه مندرج است زیرا واژه «قوة» که به صورت  نکره آمده عمومیت را می‌رساند. آیت‌الله مکارم در تفسیر این آیه می‌فرماید: «نکته مهم دیگرى که از آیة فوق استفاده مى‏شود، رمز جهانى و جاویدانى بودن آئین اسلام است. زیرا مفاهیم و محتویات این آئین آنچنان گسترده است که با گذشت زمان به کهنگى و فرسودگى نمى‏گراید. جملة «و أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» هزار سال پیش مفهوم زنده‏اى داشت و امروز هم چنین است و ده هزار سال دیگر هم مفهوم آن همچنان زنده باقى خواهد ماند، زیرا هر سلاح و قدرتى در آینده نیز پیدا شود، در کلمة جامع «قوة» نهفته است، چون جملة «ما استطعتم» « عام» و کلمة «قوة» که به صورت «نکره» آمده است، عمومیت آن را تقویت کرده و هرگونه نیرویى را شامل مى‏شود (همان).

4-تأثیرات فرهنگی ورزش

امروز کشورها با تشکیل تیمهای ورزشی و اعزام آنان به کشورهای دیگر، مسابقات جهانی، جام جهانی و المپیک، باعث تأثیرات فرهنگی در بین ملیّت‌های مختلف و کشور‌های مربوطه خواهند شد. وقتی تیمی از یک کشور علاوه بر اجرای مسابقات ورزشی اخلاق، ایمان، توکل به خدا، امانت، صداقت، فروتنی و... را نیز در مقابل انظار میلیون‌ها شرکت‌کننده و تماشاگر به‌طور مستقیم و غیر مستقیم به نمایش می‌گذارند، برندة دلها و مجذوب قلوب خواهند شد. زیرا دستورات اسلام منطبق با فطرت بشری است و رعایت آنها لاجرم بر دل هر انسانی خواهد نشست. یک ورزشکار مؤمن و متعهد می‌تواند هویت دین و مذهبش را در چنین موقعیت‌هایی به دیگران اعلام نماید و با اخلاق و اعمال زیبای خویش، به‌طور غیر مستقیم مبلّغ و مروّج دین اسلام باشد و موجب عزت و افتخار گردد. امام جعفر صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «کُونُوا لَنَا زَیْناً لَا تَکُونُوا عَلَیْنَا شَیْناً قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ وَ کُفُّوهَا عَنِ الْفُضُولِ وَ قَبِیحِ الْقَوْل‏: مایة زینت ما باشید و مایة زشتى ما نباشید. با مردم سخن نیکو بگوئید و زبانتان را حفظ کنید و از پر حرفى و سخنان زشت خوددارى نمائید» (صابری یزدی و انصاری، 1357: 469).

بنابراین وقتی یک ورزشکار فرمایشات اهل بیت: را به‌کار بندد، هم زینتی برای او خواهد بود و هم از این رهگذر در بین اقوام و ملل گوناگون با ادیان و گرایشهای مختلف، فرهنگ اسلام و اهل بیت : را نشان خواهد داد.

 

نتیجه‌گیری

ورزش و فعالیت از لوازم زندگی انسان است. به‌طوری که از بدو تولد دستگاه خلقت، فعالیت و تحرک را برای رشد و توانایی او در وجودش نهادینه کرده است. بر اساس متون دینی، ورزش نه تنها یک امر جایز، بلکه مورد تشویق است. بر اساس حکم عقل نیز ورزش با توجه به آثار مفید و سازندۀ  فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ... که دارد، ضروری می‌نماید.  



1-البته حکم جواز بر سبق و رمایه دارای شرایط خاصی است که در کتابهایی مانند: «تحریر الوسیله» از امام خمینی(ره)، «منهاج الصالحین» آیت الله خویی و تبریزی و... آمده است.

  1. قرآن
  2. نهج البلاغه(۱۳۸۱)مترجم محمد دشتی. قم. انتشارات آل علی (علیه السلام).
  3. آرام، احمد. (1380). ترجمة الحیاة. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى.
  4. آشتیانى، میرزا احمد. (1362). طرائف الحکم یا اندرزهاى ممتاز. تهران: کتابخانة صدوق.
  5. ابن ابى فراس، ورام. (بی‌تا). مجموعة ورام (تنبیه الخواطر). قم: مکتبه فقیه‏.
  6. انوری، حسن. (1381). فرهنگ بزرگ سخن. تهران: سخن.
  7. توحیدی اقدم، محمدحسین. (1380). درآمدی بر ورزش در اسلام. قم: نصایح.
  8. تمیمى آمدى، عبد‌الواحد. (1366) تصنیف غرر الحکم و درر الکلم‏. قم: دفتر تبلیغات اسلامی.
  9. حاجی زینعلی، علی‌محمد. (1377). قلب و ورزش. تهران: موسسه کتاب همراه.
  10. حجتی، سیدمحمدباقر.(۱۳۷۴). مسائل تربیتی اسلام. تهران.دفتر نشر و فرهنگ اسلامی.
  11. حرانى، ابن شعبه. (1404ق). ‏تحف العقول عن آل الرسول(ص)‏. قم: جامعة مدرسین.
  12. خرمشاهى، بهاء الدین و مسعود انصاری. (1376). پیام پیامبر. تهران: جامی
  13. خمینی، سیدروح‌الله. (1385). صحیفة نور. تهران: مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).
  14. شیخ صدوق، ابوجعفر محمد بن علی. (1400ق). أمالی الصدوق. بیروت: بی‌نا.
  15. صابرى یزدى، علیرضا و محمدرضا انصارى محلاتى‏. (1357). ترجمة الحکم الزاهره. قم: سازمان تبلیغات اسلامی.
  16. صبوری، حسین. (1371). ورزش در اسلام. مشهد: امامت.
    1. طباطبایی، محمدحسین. (1374). المیزان. ترجمة محمدباقر موسوی همدانی. قم: دفتر انتشارات اسلامى جامعة مدرسین حوزة علمیه.
    2. عارف، سیدمحمدصادق. (1372). راه روشن (ترجمة المحجة البیضاء). مشهد: آستان قدس رضوى.
    3. فلسفى‏، محمدتقى. (1368). الحدیث- روایات تربیتى. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
    4. قاسمی، وحید. (1388). جامعه‌شناسی ورزش. تهران: جامعه ورزش‌شناسان.
    5. قدسی، احمد. (1380). حیات پربرکت. قم: مدرسة امام علی بن ابی‌طالب(ع).
    6. قمی، شیخ عباس. (1380). مفاتیح الجنان. قم: مصطفی.
    7. ___________(1386). منتهی الآمال. قم: هجرت.
    8.  متقی هندی، علی بن حسام‌الدین. (بی‌تا). کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال. بی‌جا: مؤسسة الرساله .
    9.  مجلسى، محمدباقر. (1404ق). بحار الأنوار. بیروت: مؤسسة الوفاء.
    10. مظفر، محمدرضا. (1378). اصول الفقه. قمک دارالعلم.
    11. مکارم شیرازى، ناصر. (1386). آفریدگار جهان. قم: مدرسة الامام على بن ابى‏طالب(علیه السلام).‏
    12.  ____________ (1383). والاترین بندگان. قم: نسل جوان.
    13. ____________(1377). اخلاق در قرآن. قم: نسل جوان،
      1.  ____________(1374). تفسیر نمونه. تهران:‏ دار الکتب الإسلامیة.
      2.  هاشمی نوربخش، حسن. (1384). ورزش از دیدگاه اسلام. قم: سبط النبی.