بررسی علل توهین به پیامبر اسلام

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

چکیده

مشاهدة اقسام توهین­های ناروا به ساحت مقدس پیامبر اکرم6 این سؤال اساسی را در ذهن ایجاد می­کند که هدف از این اقدام غیر انسانی چیست؟ پیشینة تاریخی این موضوع شامل حقایق تلخی است و امروزه همة این توهینات در قالب و اهداف مختلف انجام می‌شود که هدف کلیة آنها اسلام‌هراسی است. اسلامی که هر روزه شاهد گسترش آن هستند، آنها را تهدید می‌کند.
آنان با توجه به ضعف فکری و ناتوانی خود، به تهمت و توهین به دین اسلام و پیامبر اکرم6 پرداختند و در این راه به هر وسیله‌ای متوسل شدند. با توجه به اهمیت این مسأله و لزوم شناسایی علل و عوامل توهین به پیامبر اکرم6  در این مقاله درصدد آن بودیم که برخی از علل توهین را مورد بررسی و نقد قرار دهیم.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

«یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ»

مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند و حال آنکه خدا گرچه کافران را ناخوش افتد نور خود را کامل خواهد گردانید» (صف/ 8).

توهین و اهانت به هر انسانی معمولاً از طرف عقلا و حتی عامة مردم امری ناپسند و مذموم است چنانچه به مقدسات و اشخاصی که مورد احترام عده‌ای از مردم هستند اهانتی شود، این قباحت و زشتی چند برابر می‌شود. متأسفانه ارزشهای اسلامی، دین اسلام، آموزه‌های دینی و تمام ادیان الهی از بدو نزول و همچنین از ابتدای بعثت، مورد استهزاء و تمسخر قرار گرفته‌اند و خواسته و ناخواسته با القائات شیطانی و نفسانی روند استهزاء ادامه خواهد داشت.

این مسأله در دنیای امروز که درماندگی دشمنان اسلام از بیداری عظیم امتهای اسلامی، آنان را بر آن داشته که با زشت‌ترین روشهای ممکن، کینة دیرینة خود را به دین مبین اسلام نشان دهند، بروز و ظهور بیشتری یافته است.

1-تعریف واژگان

در ابتدای این نوشتار برای روشن شدن مفاهیم بحث و جلوگیری از خلط مفاهیم، ضروری است که به بررسی لغوی و اصطلاحی مفاهیم کلیدی بحث بپردازیم.

اهانت: اهانت یا توهین، واژه‌ای عربی است که از ریشة (وهن) به معنای سستی گرفته شده است. بنابراین، اهانت به معنای سست کردن است و در اصطلاح به سست گرداندن و تحقیر وجود معنوی گفته می‌شود (فرهنگ فارسی معین، ذیل اهانت).

در این نوشتار اهانت به معنای آن است که یکی از شخصیتها، اشیاء یا اعتقادات مورد احترام یا به عبارتی مقدسات دین اسلام تحقیر شود. البته برای تشخیص اینکه گفتار یا کرداری موجب اهانت می‌شود یا خیر، باید به ملاکهای عرفی مراجعه کرد و عرف در این موارد قاضی و راهنما خواهد بود.

2-ابزارها و روشهای توهین کردن

اکنون که منظور از واژة توهین و اهانت مشخص شد، قبل از ورود به بحث علل توهین، به ابزارهای به کار گرفته شده یا روشهای توهین کردن می‌پردازیم.

توهین ممکن است در قالب لفظ یا فعل باشد و توهین لفظی متداولتر است و نمونة بارز آن فحاشی و استفاده از کلمات رکیک است. این اهانتها با ابزارهای گوناگونی چون کتاب، روزنامه و نشریات، فیلم، سخنرانی و کاریکاتور یا با ابزارهای نوینی چون ماهواره و اینترنت در کنار شیوه‌های رایج قبلی از جمله جعل حدیث، ‌فرقه‌سازی و غیره در قالب جنگ نرم و مبارزة فرهنگی شکل می‌گیرد و در خدمت صهیونیست‌ها و دنیای استکبار است. آنان با توجه به رسانه‌های وسیع و فراگیری که در اختیار دارند تهاجمی سازمان یافته و همه‌جانبه را بر ضد اسلام و مسلمانان انجام می‌دهند و می‌کوشند اسلام را دین تروریستی و تروریست‌پرور، خشونت‌طلب، خلاف آزادی، استبداد خواه و بی‌منطق معرفی کنند تا در سایة این اتهامات ناحق به اهداف شوم خود برسند، در حالی که این توهینها و اهانتهای بی‌شرمانه و غیر انسانی دلیل بر بی‌خردی و بی‌منطقی گویندگان آن و خشونت‌طلبی‌های آنان است.

با توجه به وضوح ابزارها در اینجا به توضیح مختصری دربارة مبارزة فرهنگی و جعل حدیث می‌پردازیم.

2-1-مبارزة فرهنگی

امام خمینی(ره) در تعریف معنای فرهنگ می‌فرماید: «بی‌شک بالاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد فرهنگ آن جامعه است که هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می‌دهد» (موسوی خمینی، 1361: 160). بر این اساس دشمنان همواره بر اهمیت فرهنگ واقف بوده و با مبارزة فرهنگی سعی در به بند کشیدن افکار و اذهان مردم شرق و غرب داشته‌اند.

«محوریت این مبارزة فرهنگی به بند کشیدن و ادارة فکر و اندیشة مردم مغرب زمین بود و تسلط آنها بر افکار به گونه‌ای است که امکان آشنایی با اسلام واقعی را نیابند و حتی دشمنان اسلام را نیز پرورش دهد. عالمان غیر مسلمان با معرفی بد، اشتباه و زشتی از اسلام و حقایق اسلامی، وارونه کردن آن و وارد کردن نسبتهای زشت و تهمتهای فراوان به اسلام، سعی نمودند مسیحیان را نسبت به این دین الهی بدبین سازند و آنها را بر همان باورهای مسیحی نگه دارند تا شاید از نفوذ اسلام در میان آنها جلوگیری کنند. دربارة پیامبر اکرم6 نیز از همین شگردها استفاده کردند» (جهان‌بخش، 1379: 149).

2-2-جعل حدیث

پس از قرآن کریم یکی از منابع مهم دین اسلام، سنت یا حدیث است که تبیین و تفسیر قرآن را بر عهده دارد. «علی رغم اهمیت احادیث در اسلام به سبب برخی علل، تعداد زیادی از احادیث ضعیف و جعلی نیز در میان مسلمانان انتشار یافت. از جمله با مسلمان شدن برخی اهل کتاب از یهود و نصاری، روایتهای عهد عتیق و جدید و کتابهای آنان به صورتهای گوناگون وارد عرصة فرهنگی جامعة اسلامی گردید» (معجم الوسیط: 159). از طرف دیگر برخی از صحابه و تابعین با اهداف مختلفی به بیان گفته‌ها و یا کارهایی از پیامبر اکرم6  پرداختند که هیچ گونه سندیتی نداشت.

امام رضا7 در حدیثی انواع توهین به‌وسیلة جعل حدیث را این طور دسته بندی کرده است: «مخالفان ما احادیثی جعل کرده‌اند و به ما نسبت می‌دهند. این احادیث جعلی سه دسته هستند: الف) روایات غلوآمیز، که ما را بالاتر از چیزی که هستیم نشان می‌دهد. ب) احادیث تقصیر، که ما را کمتر از آن چیزی که هستیم نشان می‌دهد. ج) روایاتی که در آن به دشمنان ما توهین شده است. اما روایات غلوآمیز را وقتی مردم می‌شنوند، شیعیان ما را تکفیر می‌کنند. وقتی دستة دوم روایات را می‌بینند به ما در همان حد اعتقاد پیدا می‌کنند. وقتی هم توهین به دشمنان ما را می‌شنوند، به ما همان نسبت‌ها را می‌دهند» (شیخ صدوق،1385 :ص167).

البته ممنوعیت قریب به یک قرن از نقل و نوشتن حدیث که  توسط برخی خلفا، پس از رحلت پیامبر6   انجام پذیرفت نیز مزید بر علت شد.

3-حکم فقهی و حقوقی توهین به پیامبر اکرم6

اهانت به مقدسات اسلام به دلیل سلب اعتماد انسانها از دین و اسلام، به عبارتی از آن رو که به دین‌گریزی افراد و ایجاد خلل در زندگی افراد می‌انجامد، وارد جریان فقهی شده و مورد بررسی فقها و علمای دین قرار گرفته است.

«به طور کلی اهانت به مقدسات اسلام از سوی هر کس که صورت بگیرد جرم است، ‌چه مسلمان باشد، چه کافر،‌ چه شیعه باشد و چه غیر شیعه، ‌چنانکه حکم تهیه کننده و کارگردان فیلم موهن به پیامبر اسلام6   که کافر است، ‌اعدام است. فقها و اندیشمندان شیعه به اتفاق معتقدند کسی که به ساحت پیامبر(ص) دشنام دهد،‌ قتلش لازم است» (نجفی، 1362: ج41، 432).

4-تاریخچة توهین به پیامبر6

برای جست‌وجوی علت توهین‌های امروزی، لاجرم باید به تاریخچة این مسأله پرداخت که آیا این اهانت سابقه‌ای در تاریخ دارد یا خیر؟ و اگر سابقه‌ای دارد، دلایل آن توهین‌ها با دلایل و توجیهات امروزی یکسان بوده است یا خیر؟

نکته‌ای که باید مورد توجه ما باشد این است که مسألة اهانت به اولیاء الهی و پیامبران امری تازه و جدید نیست. دشمنی با اهل بیت:  از همان ابتدای شکل‌گیری اسلام، از آن روز که در یوم الدار پیامبر خد6ا علی ابن ابی طالب7 را به عنوان جانشین خود معرفی کرد، آغاز شد. این مسیر در طول تاریخ با قدرت یافتن بنی امیه و بنی عباس تداوم داشته و جسارتها و توهین نسبت به پیامبر بعد از بعثت از چند ناحیه بود:

1) از ناحیة مشرکان که پیامبر را ساحر، مجنون و کاهن می‌خوانند مانند: ابولهب و‌ ابوسفیان.

2) از ناحیة یهود با اتهاماتی چون اینکه چرا پیامبر غذا می‌خورد، چرا راه می‌رود، چرا فرشته‌ها او را محافظت نمی‌کنند. از ناحیة مسلمان‌های ظاهری مانند معاویه که ایرادی گرفت که چرا باید نام پیامبر روزی چند بار در اذان بیاید و این اهانتها ادامه داشت و امروز بعد از شکل‌گیری حکومتی شیعه در حساس‌ترین نقطة جهان، به اوج خود رسیده است . (سیدعلوی،1390: 120)

علما و تحلیلگران دسته‌بندی مختلفی از علل توهین به پیامبر گرامی اسلام6 ارائه نموده‌اند، در اینجا این علل را در دو دستة ساده و مختصر بررسی می‌کنیم: توهین‌های آگاهانه و غیر آگاهانه.

4-1-توهین‌های غیر آگاهانه

سر منشاء جسارت و توهین، عدم معرفت نسبت به شخصیت پیامبر6 است. چرا که اطاعت نتیجة معرفت است. محبت، دوست داشتن و عشق ورزیدن به زندگی انسان جهت می‌دهد و اگر علاقه، محبت به انسانهای پاک و والا باشد تضمین کنندة انسان از انحراف می‌شود و گواهی تجربی-تاریخی نشان می‌دهد افرادی که انس بیشتری با دین و اهل بیت داشته‌اند کمتر به سمت فساد روی آورده‌اند.

برای شناخت شخصیت تاریخی پیامبر6 و برای جلوگیری از قضاوتهای نادرست و قرار نگرفتن تحت تأثیر صحبت‌های افراطی و تفریطی گروه‌ها، باید به قرآن و روایت‌های معتبر و مستندات سنت رجوع شود.

در قرآن تأکید شده است که پیامبر اکرم6 و دیگر پیامبران برای احیای مسألة توحید همراه با طرح مسائل ارزشهای الهی و فضایل اخلاقی مبعوث شده‌اند. متأسفانه با اینکه در قرآن با صراحت این مسائل مطرح شده است و می‌تواند باعث هدایت و امیدبخشی همگان باشد، غربیان با برخی از اقدامات خود، باعث کج فهمی و سوء برداشت می‌شوند به طوری که اطلاعات نادرستی از شخصیت پیامبر اکرم6 به افراد می‌رسد و این تحریف و تحلیل‌های اشتباه به کتابهای تاریخی آنها وارد شده و همچنان تکرار می‌شود. «در کتاب تاریخی اسقف توربین آمده است که در منطقه‌ای از ساحل اسپانیا حضرت محمد6  مجسمه‌ای از مس ساخته است و مسلمانان به آن سجده می‌کنند» (ارسلان، 1370: 279).

بدون تردید اگر غربیان، شناخت درستی از اسلام داشتند، درمی‌یافتند که اسلام یک دین کامل و توحیدمدار است که پرستش هرگونه اله به غیر از الله را نفی کرده است و دیگر تهمت ساختن مجسمه توسط پیامبر6 را باور نمی‌کردند.

همچنین عدم شناخت پیامبر اکرم6 و دین اسلام در تألیفات اشخاص به وضوح مشخص است. «ریکولدو مبلغ مسیحی است که در قرن 19 تألیفات متعددی دارد، وی در کتاب مجادله علیه مسلمانان و قرآن، تصور قرون وسطی را از اسلام چنین می‌داند: اسلام دینی است که دروغ و حقیقت در آن عملاً تغییر شکل یافته، اسلام دین خشونت و شمشیر است، اسلام دین خودکامگی است و محمد6 با عیسی مخالف و دشمن است» (عزتی، بی‌تا: 163).

4-2- توهین‌های آگاهانه (اسلام هراسی)

توهین آگاهانه غربیان به پیامبر اکرم6 دلایل زیادی دارد. قشرهای مختلف و همچنین فرقه‌های مختلف هر کدام جداگانه و با اهداف مختلف دست به توهین می‌زنند ولی در واقع هدف آنها یکی است و آن اسلام‌هراسی است‌. ترس از گسترش بیداری اسلامی و فرهنگ مبتنی بر اسلام آنها را به این اقدامات وامی‌دارد و هدف از این اقدامات تضعیف اسلام در جهان است.

اسلام در جزیره العرب ظهور کرد و امروزه ما شاهد هستیم که در آسیا، آفریقا، اروپا و در میان نژادهای مختلف پیروانی دارد و به سرعت در حال پیشرفت است. امروزه غرب با مترادف قرار دادن اسلام و تروریسم در نظر دارد که چهرة اسلام را در نظر دیگران مخدوش سازد. سیاست آنها بزرگ‌نمایی برخی سازمانها، گروه‌ها یا افراط‌گرایی و تروریسم برای برخی از مقاصد شوم پنهانی است که با انگیزه‌های خاصی انجام می‌گیرد.

عمده‌ترین انگیزه‌های اسلام‌هراسی را میتوان در چهار عنوان بررسی کرد: نقش برخی از یهودیان، محو شدن گسترش مسیحیت، انگیزة سیاسی و تعصب.

4-2-1-نقش برخی از یهودیان

«حضور یهودیان در هنگام رسالت حضرت محمد6 در مدینه موجب شده است تا اطلاعات جامعی از چگونگی عملکرد آنان نسبت به پیامبر اعظم و اسلام موجود باشد. آنها همچون مسیحیان هرگاه با اعراب یثرب (مدینه) نزاع می‌کردند، با تهدید به آنان می‌گفتند به زودی پیامبر جدیدی ظهور خواهد کرد و ما به او ایمان می‌آوریم و به کمک وی از شما انتقام گرفته و شما را همچون قوم عاد و ارم از بین خواهیم برد» (ابن هشام، 1356: 52).

پس از هجرت پیامبر6 به مدینه، یهودیان و علمای آنها، ابتدا بنای ناسازگاری گذاشتند و به تدریج شروع به توطئه کردند. صدها سال بعد در حکومت مغولان، یهودیان برای مدتی در دستگاه آنان صاحب نفوذ شدند. دستیابی سعدالدوله یهودی به عنوان صاحب دیوان ممالک اوج این قضیه بود. وی ایلخان مغول را به ادعای پیامبری تحریک می‌کرد و در مجامع دربارة نبوت او سخن می‌گفت. کشتار روحانیان و مسلمانان نیز به تشویق یهودیان انجام می‌گرفت، ولی در آخر نقشه‌هایشان ناکام ماند» (اقبال آشتیانی، 1365: 242).

4-2-2-محو شدن گسترش مسیحیت

مسیحیت که در طول قرنها در مناطق مختلف تحت نفوذ خود، از جمله در خاورمیانه مانعی جدی در برابر خود نمی‌دید، با ظهور اسلام در برخی مناطق از جمله در خاورمیانه به یک اقلیت محو تبدیل گردید. جهان مسیحیت از قرون وسطی تا کنون، مطالعات دربارة اسلام را با هدف دفاع از مسیحیت در مقابل مباحث مسلمانان علیه مسیحیت و مسیحیان جهان انجام داده است. دانشمندان مسیحی مجموعة کتابهایی را در مورد اعتقادات مسلمانان و پیامبران تألیف کرده‌اند که فقط هدف مناظره دارد و لحن آنها همراه با ناسزاگویی است.

4-2-3-انگیزة سیاسی

«از نظر سیاستمداران و صاحبان قدرت در جهان غرب، حضور همسایگانی که دارای حکومتی مقتدر بوده‌اند، خطری بالقوه به حساب می‌آید. دین اسلام پس از شکست مقاومت‌های مشرکان و یهودیان و حاکمیت یافتن بر جزیره العرب، به تدریج به سرزمین‌های مسیحی‌نشین نفوذ کرد. در این شرایط غربیها، از جهت از دست دادن مسیحیت و مرزهای سیاسی احساس نگرانی کردند و درصدد یافتن راه حل از شیوه‌های اسلام‌هراسی استفاده کردند؛ زیرا اسلام تنها نیرویی بود که اروپا را در زمینه‌های سیاسی، فکری به شیوه‌های جدید تهدید می‌کرد. در چنین وضعیتی که گسترش اسلام در اروپا افزایش یافته، نه تنها تشکیلات سیاسی بلکه حفظ موقعیت مناطق مسیحی به خطر افتاده بود و به منظور حفظ انسجام داخلی و جلوگیری از نفوذ بیشتر مسلمانان، اهانت به مقدسات به خصوص پیامبر اسلام6 در دستور کار قرار گرفت» (حائری، بی‌تا: 52).

4-2-4-تعصب

تعصب در لغت به معنی شدت ارتباط و تعلق شخصی به قوم و جماعت یا مرام و مسلک خود و تعصب و کوشش در حفظ و حمایت آن است. در آموزشهای آغازین منسوب به حواریون مسیح، عناصری از سعة صدر و آزادی‌گرایی ملاحظه می‌شود. به تدریج و گذشت زمان دین مسیحیت در روم رسمیت یافت. صاحبان قدرت و ثروت بیش از گذشته به تحریف دین در دایرة تعصبات قومی و دینی خود پرداختند. شکی نیست این افکار و ایده‌ها در قرون بعد به اشکال مختلف استمرار یافت. در بسیاری از موارد، این تعصبات که توجیه اعتقادی یافته بود، برای حاکمان و قدرت‌طلبان به بهانه‌ای برای انجام بسیاری از جنایات و ستمها علیه ملل غیر مسیحی تبدیل گردید. پس از زوال قدرت کلیسا در جهان غرب و رواج مکاتب مختلف مادی‌گرایی، این تعصب در اشکال دیگری بروز یافت. چنانکه در سالهای اخیر به شکل اوج حملات مغرضانه به پیامبر اسلام6 ظاهر شد.

نتیجه‌گیری

در غرب و شرق پیروان آیین‌های مختلف در مواجهه با اسلام که به دلیل داشتن پویایی و منطق فکری توانسته پیروان دیگر مذاهب را جذب کند، احساس خطر کرده و از حربة توهین به مقدسات دین اسلام و در رأس آنها پیامبر اعظم6 استفاده نمودند. رهبران اسلامی ضمن تأکید بر هوشیاری همة مسلمانان یادآور می‌شوند که این‌گونه جسارتها و توهین‌های شوم از قبل برنامه‌ریزی شده و از چشمان مردم بیدار جهان پوشیده نیست و بی‌شک انزجار و افسوس تمام مردم مسلمان در آینده‌ای نزدیک به طوفانی بدل خواهد شد که ریشة سست این‌گونه اقدامات مضحک و زشت را خواهد کند.

  1. قرآن کریم
  2. ابن هشام، ابومحمد عبدالملک. (1356). السیره النبویه. تحقیق محی‌الدین عبدالحمید. قاهره: بی‌نا.
  3. ارسلان، شکیب. (1370). تاریخ فتوحات مسلمانان در اروپا. بی‌جا: نشر فرهنگ اسلامی.
  4. اقبال آشتیانی، عباس. (1365). تاریخ مغول از حملة چنگیز تا تشکیل دولت تیموری. تهران: امیر کبیر.
  5. انیس ابراهیم و دیگران. (1380). المعجم الوسیط. ج1. تهران: الحورا.
  6. سید علوی ، میر ابراهیم .(1390).تاریخ توصیفی-تحلیلی صدر اسلام،قم ،نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری
  7. جهان‌بخش، ثواقب. (1379). نگرشی تاریخی بر رویارویی غرب با اسلام. قم: دفتر تبلیغات حوزة علمیه.
  8. حائری، عبدالهادی. (بی‌تا). نخستین رویارویی اندیشه‌گران ایران با دو رویة بورژوازی تمدن غرب. تهران: امیرکبیر.
  9. شیخ صدوق،  (1385). عیون اخبار الرضا،
  10. عزتی، ابوالفضل. (بی‌تا). نفوذ اسلام در اروپا در قرون وسطی. قم: دارالتبلیغ.
  11. عمید، حسن. (1377). فرهنگ عمید، ج2. تهران: امیرکبیر.
  12. معین، محمد. (1371). فرهنگ فارسی. تهران: امیرکبیر.
  13. موسوی خمینی، سید روح الله. (1361). صحیفة نور. تهران: وزارت ارشاد اسلامی.
  14. نجفی، شیخ محمد حسن. (1362). جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج41. تهران: دار الکتب الاسلامیه